تبليغاتX
«•´`•.مـــــدیــنــه النــبــی.•´`•» - اوصاف ياران مهدي موعود(عج)و او کی میاید.....



حق با ماست
 


 

توقيع مبارك حضرت صاحب‌الامر، ارواحنا له الفداء، به افتخار عثمان بن سعيد عمري و فرزندش محمد بن عثمان
خداوند شما دو نفر [پدر و پسر] را به اطاعت و بندگي خويش موفق و بر دين خود ثابت قدم بدارد و در ساية رضاي ذات پاكش به شما سعادت دو جهان عنايت فرمايد.
آنچه ?ميثمي? به شما خبر داده بود در مورد ?مختار? و مناظرة او با كسي كه اظهار مي‌داشته از حضرت امام حسن عسكري(ع) جانشيني جز جعفر بن علي [كذاب] باقي نمانده، و او هم تصديق كرده است، به ما رسيد.
همچنين آنچه كه شما به ميثمي در پاسخ مطالبي كه به ياران شما گفته بود، نوشتيد نزد ما روشن است و من از اينكه پس از بينايي و بصيرت دچار نابينايي شوم و پس از هدايت، گمراه گردم و نيز از فتنه‌ها و عدم قبولي اعمال، به خدا پناه مي‌برم، چه آنكه حق تعالي در قرآن كريم فرموده است:
آيا مردم خيال مي‌كنند كه اگر بگويند ايمان آورده‌اند از آنها مي‌گذرند و آنان را آزمايش نمي‌كنند. چگونه در فتنه سقوط مي‌كنند و در حيرت و سرگرداني به سر مي‌برند و پيوسته به چپ و راست در حركتند؟! آيا از دين خود جدا افتاده‌اند؟ آيا از روايات معتبر در اين مورد بي‌اطلاع هستند يا آگاهند ولي آن را از ياد برده‌اند؟ آيا نمي‌دانند كه خداوند زمين را از حجت خالي نمي‌گذارد، اعم از اينكه آن حجت ظاهر و آشكار در ميان مردم باشد يا غايب از انظار؟
آيا اين دسته‌اي كه در وجود امام [پس از حضرت عسكري(ع)] شك و ترديد دارند، از برنامة منظم ائمة معصومين(ع) پس از پيامبرشان(ص) بي‌اطلاع هستند كه چگونه يكي پس از ديگري طبق برنامه‌هاي تعيين شده به وظيفة خويش عمل كردند و نوبت به امام عسكري(ع) رسيد كه جانشين پدرانش بود و به امر خداوند مردم را به سوي حق و راه مستقيم ولايت دعوت فرمود؟
او خورشيدي فروزان و ماهي درخشان بود كه در آسمان ولايت و امامت مي‌درخشيد و آنگاه كه ساعت مقرّر فرا رسيد و مانند اجداد گرامي‌اش به سبب شهادت، به جوار رحمت حق شتافت، مانند پدرانش بدون كم و زياد به عهد خويش وفا نمود و وصيت خود را به وصي و جانشين خودش ـ كه به امر خداوند بايد تا روز موعود از نظرها پنهان باشد ـ سپرد. البته كه در مورد جانشين او مقدر الهي اين چنين است كه محلّ زندگي او بايد مخفي باشد و اين براي ما فضيلتي است.
و آن روزي كه خداوند به ما اجازه دهد و منع خود را از ظهور ما بردارد، حق در زيباترين لباس‌ها و روشن‌ترين نشانه‌ها به مردم نشان داده شده، بر همگان آشكار خواهد شد و اساساً حقّ و حقيقت، خود معرّف خويش خواهد بود. لكن چه بايد كرد؟ اكنون بايد در برابر قضا و قدر الهي و ارادة توانايش تسليم و به انتظار توفيق از جانب ذات پاكش بود.
پس منكران و كساني را كه در شك و ترديد هستند بخوانيد تا دست از متابعت هوي و هوس بردارند و همان اصولي را كه پيروي مي‌كردند، رعايت كنند و همان راه را دنبال نمايند.
از آنچه از آنها پوشيده است درگذرند و از بحث و فحص در آن خودداري كنند، كه به گناه آلوده خواهند شد؛ اسرار الهي را فاش نكنند، كه موجب پشيماني آنان خواهد شد.
و بدانند كه حق با ما و در راه دوستي ما است. هيچ كس جز ما اين ادعا [يعني دعوي امامت و جانشيني رسول اكرم(ص)] را ندارد؛ مگر دروغ‌گويان و آنان كه بر خداوند افترا بسته و گمراه خيانت پيشه هستند. بدين مختصر كه از ماشنيديد قناعت كنيد و از تفصيل و شرح آن درگذريد.

------------ --------- ---
پي‌نوشت:
٭ مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج53، ص 190.


او كى مى ‏آيد؟


‏يكى از پرسش‏هايى كه در موضوع مهدويت مطرح است همواره مطرح شده، زمان ظهور حضرت مهدى به عنوان آخرين ذخيره الهى است. به گونه‏اى كه تاريخچه اين سؤال به سال‏ها قبل از تولد آن حضرت باز مى‏گردد.
همواره ائمه معصومين‏عليهم السلام به عنوان روشنگران طريق هدايت پاسخ اين پرسش را به عنوان يكى از اسرار الهى ياد آور شده‏اند و علم به وقت ظهور را ويژه خداوند متعال، ذكر نموده و كسانى را كه براى قيام آن حجت الهى وقت معين كنند، دروغگو معرفى كرده‏اند.
در روايت مشهورى است كه وقتى شاعر بلند آوازه شيعى "دعبل خزاعى‏" در محضر هشتمين پيشواى شيعيان در ضمن قصيده خود سخن از ظهور و قيام حضرت مهدى بر زبان جارى ساخت آن حضرت در حالى كه سرشك از ديدگانش جارى بود، رو به دعبل كرده فرمودند:
"اى خزاعى، همانا روح القدس بر زبانت اين دو بيت را جارى ساخت. آيا مى‏دانى اين امام كيست و چه زمانى قيام مى‏كند؟"
آنگاه خود آن حضرت به معرفى آن امام پرداختند. سپس درباره زمان ظهور چنين فرمود:" و اما درباره اين كه چه زمانى ظهور خواهد كرد، پدرم از پدرش و ايشان از پدران خود و آنها از رسول گرامى اسلام نقل كرده‏اند كه وقتى از آن حضرت پرسيده شد چه زمانى قائم از ذريه شما ظهور مى‏كند؟ آن حضرت فرمود: مَثل او مَثل قيامت است كه خداوند درباره زمان وقوع آن چنين فرمود:"هيچ كس جز او به هنگامش آن را آشكار نمى‏سازد اين امر بر اهل آسمان‏ها و زمين دشوار است [قيامت] جز ناگهان به سراغ شما نمى‏آيد." (1) از آنجايى كه حضرت مخفى بودن زمان ظهور را همانند زمان قيامت و رستاخيز قلمداد فرموده است، مى‏توان به نتايج ذيل دست‏ يافت.
- با مخفى بودن قيامت ‏يك نوع آزادى عمل براى همگان پيدا مى‏شود و از سوى ديگر چون وقت آن به طور دقيق معلوم نيست و در هر زمانى احتمال وقوع آن وجود دارد، نتيجه‏اش حالت آماده باش دائمى است و همين طور درباره قيام حضرت مهدى(عج) است چرا كه اگر تاريخ قيام آن حضرت تعيين مى‏شد، هرگاه زمانش دور بود، همه در غفلت و غرور و بى خبرى فرو مى‏رفتند و هرگاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست‏ بدهند و اعمالشان جنبه اجبارى به خود بگيرد.
- همانگونه كه علم به زمان قيامت فقط در اختيار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدى نيز در عهده خداوند است؛‏ به علاوه در سخنان فراوانى از ائمه معصومين‏عليهم السلام وقتى سخن از قيام حضرت مهدى رانده شده، از قيامت نيز ياد شده است و از اين رو برخى ويژگى‏هاى آن همانند رستاخيز بزرگ و قيامت است. (2)
از آنجايى كه خداوند در ادامه آيه مذكور، علم به قيامت را حتى از پيامبرصلى الله عليه وآله نيز منتفى مى‏داند، آنجا كه فرموده است:"از تو مى‏پرسند چنانكه گويا تو از چون و چند آن آگاهى، بگو همانا علم آن با خداوند است.‏"
و حتى پيامبرصلى الله عليه وآله و خود امام زمان نيز از زمان دقيق ظهور آگاهى ندارند و اين كه متاسفانه عده‏اى به خود جرات داده، به راحتى تعيين وقت ظهور مى‏كنند، خود محل تامل است.
نه تنها اين سؤال از اولين معصوم ‏صلى الله عليه وآله پرسيده شده كه آخرين معصوم‏عليه السلام نيز در جواب، چنين پاسخ فرمود:"و اما ظهور فرج همانا در اختيار خدا و علم الهى است و دروغ گفتند وقت گذاران.‏" (3)
و هم آن حضرت در آخرين توقيع خود به آخرين سفير، ظهور را تنها در اراده و اختيار خداوند دانسته، چنين مى‏فرمايد:
"و ظهورى نخواهد بود مگر آنگاه كه خداوند تبارك و تعالى اجازه فرمايد." (4)
از آنچه اشاره شد به خوبى به دست مى‏آيد كه زمان ظهور، يكى از اسرار الهى است و دست انديشه و فكر بشر از رسيدن به آن سخت كوتاه است.
و ديگر اين كه اين امر خطير، ناگهانى و غير قابل پيش ‏بينى صورت مى‏پذيرد.
حضرت على‏عليه السلام در اين‏ باره فرمودند:"مهدى از ما اهل بيت است كه خداوند امر(فرجش) را در يك شب اصلاح فرمايد." (5)
و در رواياتى چند ظهور آن حضرت به آمدن شهاب تشبيه شده است و غير منتظره بودن شهاب، بسيار واضح است.
امام باقرعليه السلام پس از بيان غيبت‏ حضرت مهدى(عج) فرمود:"... او همانند شهابى شعله ‏ور فرا خواهد رسيد." (6)
و نيز پيامبراكرم ‏صلى الله عليه وآله در اين باره فرمود: ... در آن هنگام چون شهابى فروزان خواهد آمد. (7)
البته آنچه گفته شد بدين معنا نيست كه به كلى بحث زمان ظهور در روايات مورد اشاره قرار نگرفته، چرا كه با بررسى روايات درباره زمان ظهورعلاوه بر آنچه ذكر شد به موارد ذيل مى‏توان دست ‏يافت كه بيانگر نوعى تعيين وقت فى الجمله است و نه به صورت دقيق:

1- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در روز جمعه ذكر كرده‏اند.
امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرمود:"و قائم ما اهل بيت در روز جمعه ظهور خواهد كرد. (8)

2- رواياتى كه روز ظهور را مصادف با روز عاشورا ذكر كرده‏اند.
امام باقرعليه السلام در ضمن فرمايشاتى درباره روز عاشورا فرمودند:"و اين روز[عاشورا] روزى است كه در آن قائم(عج) قيام خواهد كرد." (9)

3- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در سال فرد ذكر كرده است. امام صادق‏عليه السلام فرمود:"قائم ظهور نمى‏كند مگر در سال فرد." (10)
اما هيچ يك از موارد فوق دلالتى بر تعيين وقت ظهور ندارد. حال ممكن است‏ به ذهن متبادر شود كه اگر خود امام نيز از زمان ظهور بى اطلاع است، پس چگونه هنگامى كه اراده الهى به ظهور تعلق گرفت آگاه خواهد شد؟
در اين باره نيز روايات فراوانى است كه با بيان بخشى از آن‏ها اين نوشتار را به پايان مى‏بريم .

1- آگاه شدن از طريق الهام
بدون شك ائمه معصومين‏عليهم السلام مورد الهام خداوند قرار مى‏گيرند و اگر چه وحى با رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله پايان گرفت، ولى در موارد فراوانى به اهل بيت‏عليهم السلام الهاماتى شده و خواهد شد.
امام صادق‏عليه السلام دراين ‏باره مى‏فرمايد: هنگامى كه خداوند اراده فرمود كه امر ظهور را اظهار نمايد، در قلب حضرت مهدى خطور خواهد شد و ايشان به امر الهى قيام خواهد فرمود. (11)

2- آگاه شدن آن حضرت از طريق برافراشته شدن پرچم قيام
در رواياتى چند اشاره شده كه وقتى ظهور آن حضرت نزديك شود و وقت قيام فرا رسد، پرچمى كه آن حضرت هنگام ظهور در دست ‏خواهد داشت، به اذن و اراده الهى برافراشته شده، آن حضرت از زمان قيام آگاه خواهد شد. (12)

3- آگاه شدن از طريق بيرون آمدن شمشير از غلاف
از پيامبر گرامى اسلام‏ صلى الله عليه وآله نقل است كه فرمودند: و براى او شمشيرى است در غلاف؛ پس هنگامى كه وقت ظهورش فرا رسيد آن شمشير از غلافش خارج مى‏شود. پس آن شمشير به سخن درآمده به حضرت مى‏گويد خارج شو (قيام كن) اى ولى خدا! كه ديگر نشستن در مقابل ستم دشمنان جايز نيست، پس او ظهور مى‏كند. (13)
در پايان ذكر اين نكته خالى از فايده نيست كه مخفى بودن زمان ظهور حضرت مهدى داراى حكمت‏هايى است فراوان كه برخى از آنها عبارتند از:
الف- زنده نگه داشتن روح اميد و انتظار در جامعه در طول غيبت ‏حضرت مهدى(عج)، چرا كه در صورت معلوم بودن زمان ظهور، به كلى بحث انتظار با تمامى آثار تربيتى آن بى‏ معنا خواهد بود.
ب- معنا پيدا كردن امتحان شيعيان درعصرغيبت، كه در صورت مشخص بودن وقت ظهور ديگر امتحان و آزمايش شيعيان مفهومى نداشت و از اين رو دائما شيعه خود را در حال امتحان شدن مى‏داند.
ج- غافلگير كردن مخالفان و دشمنان. چرا كه يكى از حكمت‏هاى غيبت‏ حضت مهدى(عج) تلاش دشمنان براى نابودى آن حضرت بود. از اين رو، روشن بودن زمان ظهور، دشمنان را براى مقابله و از بين بردن آن حضرت آماده مى‏ساخت. در حالى كه نا معلوم بودن و ناگهانى بودن زمان ظهور باعث غافلگيرى دشمنان نيز خواهد شد.

------------ --------- --------- --------- ------
پى‏نوشت ها:
1- اعراف/ 187.
2- شيخ صدوق،عيون اخبارالرضاعليه السلام، انتشارات جهان، ج 2، ص 266.
3- شيخ طوسى، كتاب الغيبة، مؤسسه معارف اسلامى، قم، ص 290.
4- پيشين، ص 395.
5- شيخ صدوق، كمال الدين، دارالكتب الاسلامية، ج 1، ص 152.
6- كتاب الغيبة، ص 159/ كمال الدين، ج 1، ص 324.
7- كمال الدين، ج 1، ص 287.
8 - شيخ صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسين، قم، ج 2، ص 394.
9- شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 300 .
10- همان، ج 4، ص 333/ كمال الدين،ج 2، ص 653.
11- كلينى، كافى، ج 1، ص 343 / كتاب الغيبة، ص 164.
12- كمال الدين، ج 1، ص 155.
13- كمال الدين، ج 1، ص 155/ با اندك تفاوتى على بن محمد خزاز قمى، كفاية الاثر، انتشارات بيدار، ص 266.

 


سلطان جهانم به چنين روز غلام است



 

اشاره: درباره امام عصر، عليه‏السلام، و انقلاب جهانى آن حضرت پرسشهاى‏ مختلفى مطرح است، از جمله اينكه: پس از اين انقلاب چه تحولاتى درجهان رخ مى‏دهد، و قيام عدالت‏گسترمهدوى چه آثارى در زندگانى بشر به‏جا مى‏گذارد؟
آنچه در زير خواهد آمد، اشاره‏مختصرى است‏به برخى از آثارى كه‏در روايات براى قيام موعودآخرالزمان برشمرده شده است.

اولين اثر: ثروت به طور مساوى‏تقسيم مى‏شود، اولين ثمره عدالت اين‏است كه ثروتها به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد. هنگامى كه به‏واسطه ظهور امام زمان، عليه‏السلام،دنيا پر از عدالت‏شد، در نتيجه‏ثروتهاى جهان به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد چنانچه حضرت‏امام محمدباقر، عليه‏السلام، فرمودند:
اذا قام مهدينا اهل‏البيت، قسم‏بالسوية و عدل فى الرعية (1) .
چون قائم ما اهل بيت قيام كند، ثروت‏را به طور مساوى تقسيم مى‏كند و عدالت‏را در ميان مردم پياده مى‏كند.

دومين اثر: رضايت و خشنودى‏همگانى. رسول اكرم،صلى الله ‏عليه ‏و آله، مى ‏فرمايند:
فيفرح به اهل السماء و اهل‏الارض و الطير و الوحوش والحيتان فى البحر (2) .
ساكنان آسمان، مردم روى زمين،پرندگان هوا، درندگان صحراها و ماهيان‏درياها همه و همه از او خشنود خواهندشد.

سومين اثر: فقر و بينوايى ريشه كن‏خواهد شد. در پرتو عدالت‏حضرت‏بقية‏الله، عليه‏السلام، عموم مردم،غنى و بى‏نياز خواهند شد. چنانچه درحديث آمده است:
لياتين على الناس زمان‏يطوف الرجل فيه بالصدقه من‏الذهب ثم لا يجد احدا ياخذها منه (3) .
زمانى براى مردم پيش مى‏آيد كه‏انسان صدقات از طلا را با خود برمى‏دارد;تا آنها در راه خدا انفاق بكند، ولى‏نيازمندى را پيدا نمى‏كند كه اين صدقه راقبول كند.

چهارمين اثر: همه مردم در امنيت ‏به ‏سر خواهند برد. چهارمين اثرعدالت‏حكومت امام زمان،عليه‏السلام، امنيت عمومى است.چنانچه اميرالمؤمنين مى‏فرمايند:
و لذهبت الشحناء من قلوب‏العباد و اصطلحت السباع والبهائم، حتى تمشى المراة بين‏العراق الى الشام لا تضع قدميهاالا على النبات و على راسها زنبيل‏لا يحيجها سبع و لا تخافه (4) .
دشمنيها از دلها زدوده مى‏شود،درندگان و چهارپايان با يكديگر سازش‏مى‏كنند، يك زن طبقى بر سر گذارده ازعراق تا شام (از شرق تا غرب) تنها سفرمى‏كند، همه جا قدم بر سرزمين سبز وخرم مى‏گذارد و درنده‏اى او را نمى‏آزارد ودچار ترس و وحشت نمى‏شود.

پنجمين اثر: بركات آسمانى نازل‏مى‏شود. چنانچه در حديث آمده‏است:
لا تدخر الارض من بذرها شيئاالا اخرجته و لا السماء من قطرهاشيئا الا صبه‏الله عليهم مدرارا (5) .
زمين چيزى از بذرهاى خود را نگه‏نمى‏دارد، جز اينكه آن را بيرون فرستد وآسمان چيزى از باران رحمتش را نگه‏نمى‏دارد جز اينكه سيل آسا بر بندگان‏خود فرو مى‏ريزد.

ششمين اثر: همگى در رفاه به سرمى‏برند. رسول خدا، صلى‏الله‏عليه‏وآله، فرمودند:
تنعم امتى فى زمن‏المهدى لم‏ينعموا مثلها قط (6) .
امت من در زمان حضرت مهدى،عليه‏السلام، آنچنان متنعم مى‏شوند كه‏هرگز متنعم نشده‏اند.

هفتمين اثر: زمين گنجهاى پنهان‏خود را آشكار مى‏كند. پيامبر اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، در اين زمينه‏مى‏فرمايد:
تامن البهائم و السباع وتلقى‏الارض افلاذ كبدها... امثال‏الاسطوانة من الذهب و الفضة (7) .
چهارپايان در امان باشند و درندگان‏سازش كنند. و زمين پاره‏هاى جگرش(گنجهاى پنهان و با ارزش خود) را بيرون‏مى‏ريزد... پاره‏هاى جگر زمين ستونهايى‏از طلا و نقره مى‏باشد.

هشتمين اثر: دامها و چهارپايان زيادمى‏شوند. چنانكه در روايتى از ازپيامبر گرامى اسلام،صلى‏الله‏عليه‏وآله، آمده است:
يخرج فى آخر امتى المهدى;يسقيه‏الله الغيث و تخرج الارض‏نباتها و يعطى المال صحاحا وتكثر و تعظم الامة (8) .
در پايان امت من، مهدى، عليه‏السلام،خارج مى‏شود، خداوند با باران رحمتش‏او را سيراب مى‏كند، زمين گياهش رامى‏روياند، ثروت را به طور مساوى‏تقسيم مى‏كند، و دام در جهان زيادمى‏شود و امت اسلام بزرگ و شكوهمندمى‏گردد.

نهمين اثر: رفع مزاحمتها و ايجادآسايش براى عموم مردم است.چنانچه امام محمدباقر، عليه‏السلام،مى‏فرمايند:
وسع الطريق الاعظم و كسركل جناح خارج فى الطريق و ابطل‏الكنف و التازيب الى الطرقات (9) .
راههاى اصلى را توسعه مى‏دهد،بالكنهايى را كه به خارج جاده‏ها آمده و ازديگران سلب آزادى كرده است از بين‏مى‏برند، ناودانهايى را كه به كوچه‏هامى‏ريزد از بين مى‏برد.

دهمين اثر: پرده‏هاى ظلمت كنارمى‏رود. امام صادق، عليه‏السلام،دراين‏باره مى‏فرمايند:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض‏بنور ربها و استغنى العباد عن‏ضوء الشمس و صار الليل والنهار واحدا و ذهبت الظلمة (10) .
چون قائم ما قيام كند، زمين به نورپروردگارش نورانى مى‏شود، و مردم ازنور خورشيد بى نياز مى‏شوند و شب وروز يكى مى‏شوند و تاريكى از بين‏مى‏رود.

يازدهمين اثر: ايجاد برادرى ومواسات ميان انسانهاست. چنانچه‏حضرت امام محمدباقر، عليه‏السلام،مى‏فرمايند:
اذا قام القائم جاءت المزاملة وياتي الرجل الى كيس اخيه فياخذحاجته لا يمنعه (11) .
هنگامى كه قائم ما قيام مى‏كند دوران‏برابرى و برادرى فرا مى‏رسد در آن زمان‏يك مسلمان آنچه نياز داشته باشد، ازجيب برادر مسلمانش برمى‏دارد و اومانع نمى‏شود.

------------ --------- --------- --------
پى‏نوشتها:
1. المقدسى‏السلمى‏الشافعى، عقد الدرر فى‏اخبارالمنتظر، ص‏40.
2. السيوطى، جلال‏الدين عبدالرحمن، الحاوى‏للفتاوى، ج‏2، ص‏82.
3. البخارى، اسماعيل‏بن‏ابراهيم، صحيح‏البخارى،ج‏2، ص‏136.
4. الكاظمى، السيدمصطفى، بشارة‏الاسلام،ص‏236.
5. الحاكم‏النيسابورى، ابوعبدالله محمد،المستدرك‏على‏الصحيحين، ج‏4، ص‏514.
6. الطبرسى، ابوعلى‏الفضل‏بن‏الحسن، اعلام‏الورى باعلام‏الهدى، ص‏433.
7. الحاكم‏النيسابورى، همان، ص‏514.
8. الصدر، السيدمحمد، تاريخ مابعدالظهور،ص‏774.
9. المفيد، محمدبن‏محمدبن‏نعمان، الارشاد،ص‏365.
10. البحرانى، السيد هاشم، المحجة فيما نزل فى‏القائم الحجة، ص‏185.
11. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏52،ص‏372.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386;ساعت 19:37;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  |