تبليغاتX
«•´`•.مـــــدیــنــه النــبــی.•´`•»




 ام البنین

 

 

ام البنين، (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.

ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .

ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع می رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:

يا من رأى العباس كر 
على جماهير النقد

و وراه من ابناء حيدر 
كل ليث ذى لبد

أنبئت أن ابنى أصيب‏ 
برأسه مقطوع يد

ويلى على شبلى امال‏ 
برأسه ضرب العمد

لو كان سيف فى يد (يدى)  
لما دنا منه احد

اى آن كه عباس را ديدى، كه بر گروه بيچارگان حمله می ‏كرد،

و دنبال او از فرزندان حيدر (على عليه السلام) جنگاورانى بودند، كه هر يك يال و كوپالى داشتند، خبردار شدم كه بر سر پسرم آسيب وارد شد، در آن حال كه دستش قطع بود،

واى بر من كه ضربه عمود سرش را خم كرد،

(عباسم) اگر شمشيرت در دستت بود، هرگز كسى به تو نزديک نمى شد.

مروان بن حكم با تمام دشمنى اش نسبت به خاندان بنى هاشم با ديگر مردم، با اين نوحه سرايى ام البنين دور او جمع می ‏شدند و می ‏گريستند.

 

منبع كتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1
نويسنده: معاونت پژوهش مركز حوزه ‏هاى علميه خواهران

 

معجزه حضرت أم البنين با کودکی بنام سجاد بخون جالبه حاجتتو از ام البنین س بخواه خیلی مهربونه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387;ساعت 10:45;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

سلام

bismillah2.jpg

سومین ختم قران به نیت دو بانوی بزرگوار زینب کبری و زهرای مرضیه سلام خداوند برا انها و خاندان پاکشان باد..لطفا یک جز انتخاب کنید..شهادت حضرت زهرا را هم پیشاپیش تسلیت عرض میکنم.

حالا هر کی میخواد با انتخاب یه جزء شرکت کنه، بسم الله... 

جزء 1   85052314181368-1-I.jpg  1-زهرا

جزء2 0,,1333762_1,00.jpg 2-زهرا

 جزء3   85052314181368-1-I.jpg3-الهام

جزء 4  0,,1333762_1,00.jpg 4-سید

 جزء 5    85052314181368-1-I.jpg 5-سید

جزء 6   0,,1333762_1,00.jpg  6-سید

جزء 7  85052314181368-1-I.jpg 7-گیلانه

جزء 8 0,,1333762_1,00.jpg 8-ج ...

جزء 9  85052314181368-1-I.jpg   9-سیده

جزء 10  A0016344.jpg 10-سیده

جزء 11 85052314181368-1-I.jpg  11-یوسف

جزء12    85052314181368-1-I.jpg 12-علی مقدس زاده

جزء 13233925.jpg13-موروا

جزء 14important_facts_jeld.jpg14-معصومه

جزء 15qurqnv2-202.jpg 1۵-

جزء16A0016344.jpg 16-محدثه اهلبیت

جزء17A0016344.jpg  17-محدثه اهلبیت

جزء 1885052314181368-1-I.jpg 18-محدثه اهلبیت

جزء19A0016344.jpg 19-سیده خانوم مسافر کربلا

جزء 20A0016344.jpg 20-مریم گلی

جزء 2185042409320267-1-I.jpg 21-ج

جزء 2285042112231163-1-I.jpg 22-سید

جزء 2385042409320267-1-I.jpg 23-آفرودیتا

جزء 2485042409320267-1-I.jpg 24-عبداله

جزء 25ghoran4b.jpg  25-شهرزاد خانم

جزء 26A0016344.jpg 26-فاطمه

جزء 2785042409320267-1-I.jpg 27-فاطمه خانوم

جزء 28 A0016315.jpg 28-سید

جزء 29A0016315.jpg  29-سید

جزء30  A0016315.jpg 30- مریم خانوم

 

 
یا بنی ظلمونی یا ضوا اعیونی
 
التماس دعا دارم
 
یا فاطمه الزهرا روحی و ارواح العالمین فداکی یا سیدتی و جدتی
 
06.gifمادر جان قبرت کجاست06.gif
 
28.gifخدایا همه را بخصوص جوونهای شیعه را عاقبت بخیر فرما28.gif

گوش کن..صدایی می آید..:

هل من ناصر ینصرنی؟!!

بگو یا زهــــــــــــرا

 ممنونم از حسن توجه شما محبین اهل بیت

 به این طرح

بازم میگم خیلی دعام کنید

یا زهرای مرضیه سلام الله علیه

 

 

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387;ساعت 17:30;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

امام صادق(ع) از وجود مبارک رسول اکرم(ص) دربارۀ مقام منتظران ظهور و علاقه مندان به ساحت مقدس حضرت بقیة ا... چنین نقل فرموده اند:
خوشا به حال کسانی که قائم از اهل بیت مرا درک کنند و اقتدای به آن حضرت می کنند(فرمانبرداری) پیش از قیامش، دوستان او را دوست می دارند و با دشمنانش دشمن اند و از آنها تبری می جویند و ائمۀ معصومین قبل از آن حضرت را دوست می دارند. اینان رفقای من و دوستان من و بهترین امت من در نزد من، بلکه بهترین مخلوقات خداوند برای من هستند.(1)
حذیفه می گوید: دیدم رسول معظم اسلام(ص) پردۀ کعبه را گرفته و گریه می کند. عرض کردم: یا رسول ا...! چه چیز شما را به گریه آورده است؟ خداوند چشمهای شما را نگریاند. فرمودند:
ای حذیفه! دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودی. عرض کردم پدر و مادرم به قربانت باد! آیا علائمی هست که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند: آری مطالبی که می گویم به قلبت بسپار وباچشمت ببین وبا انگشتانت شماره کن:

1- وقتی که امت من نماز را ضایع کنند.
2- از شهوات پیروی کنند.
3- خیانت در میان مردم زیاد شود.
4- امانت و امانتداری کم شود.
5- مشروبات الکلی بنوشند.
6- فضا تاریک شود(ممکن است به خاطر آلودگی فضا به معصیت یا دود ناشی از بنزین و غیره باشد.)
7- به واسطۀ خشکسالی، آب قناتها و چاهها کم شود
8- آسمان و این فضای لا یتناهی غبارآلود شود( ممکن است کنایه از ظلمهای جهانی باشد )
9- امنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود.
10- و مردم همدیگر را سعب و لعن کنند.
11- خانواده ها در دامن فساد سقوط کنند.(مانند بی حجابی، رقاصی، قمار و...)
12- مردم در زندگی گرفتار تجملات و مد پرستی شوند و سرانجام قناعت و میانه روی متروک گردد.
13- افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و سوء ظن و عدم اعتماد بر جامعه سایه افکند.
14- سالهای دنیا پست و خوار شود.
15- درختکاری زیاد شود و محصولها اندک شود.
16- قیمتها بالا رود( نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آوری بالا رود تا جایی که زندگی را تبدیل به جهنم سوزان کند)
17- بادها زیاد شود( طوفانها و تند بادها مرتبا در دنیا زیانهای سنگین جانی و مالی به بار آورد.)
18- پرده از روی باطن مردم برداشته شود( و جنایتکاران و دنیا پرستان و جاه طلبان شناخته شوند، یا بدان آشکار شوند یا علائم ظاهر شوند.)
19- عمل شنیع لواط علنی شود( کما اینکه در انگلستان با گذراندن قانونی از تصویب مجلس لواط بلا مانع شده است.)
20- خلاف پسندیده شود.
21- تجارت و کاسبی دچار سختی و تنگی شود و اشیاء مورد درخواست کم شود.
22- تمام برنامه ها را با کمال گستاخی و خونسردی بر مبنای هوای نفس( دلم می خواهد) پیاده کنند.
23- ناسزا و فحش دادن به پدران و مادران را وسیلۀ سرگرمی و مزاح قرار دهند.
24- آشکارا ربا بخورند و کوچکترین ترسی از خداوند نداشته باشند.
25- بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند.(مراکز خود فروشی و زنا در دنیا با ابعاد گسترده ای بالاترین شاهد ماست.)
26- خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامۀ آن بسیار کم شود.
27- افراد سفیه و نادان زمام امور را به دست گیرند.
28- خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همۀ طبقات زاید شود.
29- امانت را بی اهمیت بدانند و به آن بی اعتنا باشند و افراد امین کم شوند.
30- افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند.
31- نادانها به دلیل نادانی خویش مشهور شوند.
32- مردم خانه های خود را بیارایند و دیوارهای آن را زینت دهند.
33-قصرها و خانه ها بلند ساخته شود(مانند ساختمانهای چندین طبقه ای که آسایش و امنیت را از همسایه ها سلب می کند.)
34- باطل را به لباس حق جلوه دهند.
35- زشتی دروغ از بین برود به حدی که لباس راستی بر آن بپوشانند.
36- اگر کسی در کارش صحت عمل داشته باشد او را ضعیف بدانند.
37- پستی و لئامت و سرزنش یکدیگر را به حساب عقل بگذارند(صاحبش را عاقل بدانند.)
38- گمراه بودن و راه کج رفتن را هدایت بشمارند.
39- بیان را کوری بدانند( اگر به وسیلۀ بیان حقایقی گفته شود که به نظر آنها خوش نیاید.بگویند این شخص کور است و واقعیت دنیا را نمی بیند.)
40- و خموشی را بی خردی بدانند.
41- دانشمند اگر بخواهد از علم خویش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانی بدانند.
42- نشانه ها بسیار شود و علامتها یکی پس از دیگری ظاهر گردد.
43- تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت بگویند( مردم را متهم کنند و بدین دلیل آبروی بندگان خدا را بریزند)
44- آسیای مرگ بر سر جامعه بچرخد(جنگهای خانمان سوز به راه بیندازند و افراد بی گناه را قتل عام کنند، مانند بمباران مناطق مسکونی و نظامی و...)

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387;ساعت 19:29;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

دکتر ماسارو یموتو از محققان ژاپنی افزوده است: وی در تحقیقات و مطالعات علمی خود روی آب زمزم با استفاده از فناوری نانو تکنولوژی نتوانسته است هیچ یک از خواص آب زمزم را تغییر دهد. یک دانشمند ژاپنی اعلام کرد نتایج تحقیقات با استفاده از فناوری نانو تکنولوژی نشان می دهد آب زمزم در مکه مکرمه، آب معمولی نیست بلکه ازخواصی برخورداراست که در هیچ یک از آب های جهان پیدا نمی شود. به گزارش واحد مرکزی خبر ، نتایج تحقیقات نانو تکنولوژی این دانشمند ژاپنی نشان می دهد اگر یک قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولی افزوده شود، ‌آن هزار قطره آب معمولی، خواص آب زمزم را پیدا می کند. دکتر ماسارو یموتو از محققان ژاپنی افزوده است: وی در تحقیقات و مطالعات علمی خود روی آب زمزم با استفاده از فناوری نانو تکنولوژی نتوانسته است هیچ یک از خواص آب زمزم را تغییر دهد. وی تصریح کرده است روی آب زمزم که آن را از یک عرب مقیم ژاپن گرفته، تحقیقات و مطالعات زیادی انجام داده است. دکتر یموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آبهای دیگر متمایز است و ساختار آن با همه آب های جهان متفاوت است. این محقق ژاپنی گفته است مطالعات و تحقیقات در آزمایشگاهها نتوانست هیچ یک از خواص این آب را تغییر دهد و ما تاکنون نتوانسته ایم علت ان را تشخیص بدهیم. وی در پایان گفته است آب زمزم یک آب معمولی نیست. گفتنی است دکتر یموتو بنیانگذار نظریه تبلور ذرات آب است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387;ساعت 12:34;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صلى على محمد وال محمد
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
روي أنه في يوم الأربعاء آخر شهر صفر من كل سنه تنزل 320 ألف بليه
ولدفع نحوسة هذا اليوم تقوم بالأعمال التاليه:
1-الصدقه والإحسان حيث يستحب وضع سبع قطع نقديه تحت رأس كل شخص ليلة الأربعاء.
2-الإستعاذه بالأدعيه وقراءتها وهي:
أ- اللهم اصرف عنا شر هذا اليوم، واعصمنا من شؤمه، واجعله اللهم علينا بركه، واجنبنا عما نخافه من نحوسته وكرباته بفضلك ولطفك يا دافع الشرور، يامالك يوم النشور برحمتك يا أرحم الراحمين.
ب- روي أنه من قرأ هذا الدعاء في آخر شهر صفر لم يمت في تلك السنه وناجى عزرائيل ربه فقال يارب إن فلانا إقتضى أجله وعمره ولم تأمرني بقبض روحه فقال جل جلاله: قلت حقا ولكن أطلت في عمره بسبب هذا الدعاء إلى شهر صفر المقبل وحفظته من جميع الآفات والبليات وهذا الدعاء هو:
(بسم الله الرحمن الرحيم اللهم يا ذا العرش العظيم والعطاء الكريم عليك اعتمادي ياالله ياالله ياالله الصمد الرحمن الرحيم يا فرد يا وتر يا حي يا قيوم، امنع عني كل بلاء وبليه وهامة وامنع عني شر كل ظالم وجبار ياقدوس يارحمن يا رحيم)
ج- ومن قرأ كل واحده من السور القرآنيه التاليه سبع مرات لسعة الرزق اغتنى قبل اكمال السنه إن شاء الله:
( الشرح ، والتين، والنصر ، والتوحيد)
3- يستحب الصلاة ركعتين تقرأ في الأولى بعد الحمد قل اللهم يا مالك الملك إلى قوله بغير حساب(26،27 آل عمران) وفي الثانيه بعد الحمد قل إنما أنا بشر مثلكم إلى آخر الآيه(110 الكهف)
فإذا سلمت فقل (اللهم اصرف عني بليته وشؤمه وارزقني رحمته وبركته وجنبني مما أخاف من نحوستاته وكرباته بفضلك يا دافع الشرور يامالك يوم النشور برحمتك يا أرحم الراحمين)
المصدر/: مرقاة الجنان(ص66-67) للعلامه السيد حسن لوساني...
ودفع الله عنا وعنكم كل سوء يارب العالمين
نسألكم الدعـــــــــــــــــــــاء

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386;ساعت 10:53;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

پخش مستقيم از حرم آقا ابا‌عبدالله الحسين (ع)

 

دليل تأكيد قرآن بر پاره اي از اعداد
مانند عدد چهل چيست؟
 
 
پاره اي از اعداد، در عالم طبيعت، فرهنگ اقوام و اديان مختلف و نيز متون ديني اسلامي و غيراسلامي از اهميت خاصي برخوردارند به گونه اي كه بعضي عقايد، سنن و آداب بر محور آنها چرخيده و همواره مورد توجه بوده اند. اين اعداد كه عمدتاً راز و فلسفه اهميت آن ها در پرده ابهام است را مي توان اعداد اسرارآميز ناميد كه مفسران، مورخان و اديبان هر يك به ذوق خود تفسيري ازآن ها ارائه داده اند كه به يقين هيچ كدام از اين نظرات رانمي توان علت قطعي كاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله اين اعداد كه در قرآن ومتون ديني به وفور يافت مي شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است كه هر يك پژوهشي جداگانه را مي طلبند و ما اكنون به بررسي كاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحديث مي پردازيم.
در قرآن كريم واژه «اربعين» به معناي «چهل» در چهار آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مي شود. در سوره احقاف از كمال رشد انسان وچهل سالگي وي ياد مي كند كه مفسران راز تأكيد بر اين سن را ويژگي خاص اين دوره سني مي دانند واين دوره ازعمل آدمي را دوران كمال عقلاني، پختگي شخصيتي انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوي شدن صفات اخلاقي در درون وي مي دانند. كه اين ويژه گي ها از روايات متعددي كه از معصومين(ع) رسيده نيز به دست مي آيد به عنوان مثال در حديثي آمده است: كساني كه به چهل سالگي مي رسند وتوبه نمي كنند شيطان دستي به صورت آنها كشيده مي گويد: پدرم فداي رويي كه رستگار نمي شود!!!
در روايتي ديگر مي خوانيم: هنگامي كه بنده به سن 40سالگي مي رسد خداوند به دوفرشته مراقب او مي گويد: از اين پس بر اوسخت بگيريد و همه كارهاي كوچك و بزرگ و زياد وكم او را ثبت كنيد.
روايات فوق و ديگر روايات مشابه همه حكايتگر اهميت خاص چهل سالگي و نقش اين دوره از عمر انسان در تكميل شخصيت وي دارد به گونه اي كه پس از آن امكان تحول دروني او بسيار سخت مي گردد.
در كاربردهاي ديگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعيت ورود بني اسرائيل به سرزمين مقدس و چهل سال سرگرداني آنان در بيابان و نيز ميقات چهل شبه حضرت موسي(ع) سخن به ميان آمده است.
به عقيده مفسران چهل سال سرگرداني بني اسرائيل زمان لازمي براي انقطاع نسل نافرماني بني اسرائيل بود كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمي بود كه بني اسرائيل از ناداني خود در مخالفت با حضرت موسي(ع) دست بردارند.
راز ميقات چهل شبه موسي(ع) نيز هر چند روشن نيست اما وجود اين روايت از رسول خدا(ص) كه فرمود: «هركس چهل روز اعمال خود را براي خدا خالص گرداند چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ويژه آنانكه داراي مشرب عرفاني هستند به عدد 40 در زمينه خودسازي با ديده اهميت بنگرند، وبراي اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاي انسان وكامل شدن ملكات اخلاقي و پيمودن درجات معرفت تأثيري ويژه قايل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهين شيرازي فقط پيامبران واولياي الهي از راز تعيين عدد چهل باخبرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386;ساعت 18:5;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

فرات بن ابراهیم کوفی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان به نقل از پیامبر اکرم فرمودند :یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ؛روز غدیر بزرگترین عید امت من است .حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است .گفتم کدام روز است ؟فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم .عرض کردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ فرمودند: روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید انبیا علیهم السلام روزی که وصی خود را نصب می کردند امر می کردند که آن روز  را جشن بگیرند.

 وقتی به سیره ائمه و پیامبر اکرم مراجعه می شود در می یابیم که پیامبر و  امیر مؤمنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یک عید برخورد کرده و  مسلمانان را به تبریک و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.

 امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس  به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام  هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.


عيد خلافت و ولايت

روى زياد بن محمد قال:

دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:

للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟

قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسول‏الله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: .736

زياد بن محمد گويد:

بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:

آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386;ساعت 17:11;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)
آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد  
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر  خود را با کفنهايي که  که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود  
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 16.gif

16.gifاللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علی (ع) امام پنجم از ائمه اثنی عشر (ع) و هفتمین معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدینه رخ داد …

شكر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را، كه ما را از امّت مرحومه قرار داد و به صراط مستقیم ، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم اجمعین هدایت نمود. بهترین تحیّت و درود بر روان پاك پیامبر عالى قدر اسلام صلى الله علیه و آله، و بر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، مخصوصاً پنجمین خلیفه بر حقّش حضرت ابو جعفر، امام محمّد باقر علیه السلام و لعن و نفرین بر دشمنان و مخالفان اهل بیت رسالت كه در حقیقت دشمنان خدا و قرآن هستند.التماس دعااااااااااااااا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386;ساعت 18:41;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

سوال:
معنای آسمان های هفت گانه چیست؟ آیا یعنی لایه های هفت گانه ای از فضا و آسمان وجود دارد یا معنای آن این است که در جنت هفت سطح وجود دارد؟ یعنی بهشت دارای سطوح هفت گانه است؟
 

پاسخ:
برای آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود، لازم است چند نکته را بیان کنیم:
نکته ی اول. در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت[1] و دو مورد به كنايه[2] سخن از آسمان‎هاي هفت‎گانه و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمين‎هاي هفت‎گانه آمده است[3] .
نکته ی دوم. مقصود از سماء (آسمان) در لغت:
«سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،[4] حتي برخي لغویين ادعا كردند هر بالاي نسبت به پايين آن آسمان و هر پايين نسبت به بالاي آن زمين است.[5]
نکته ی سوم. آسمان در قرآن
كلمه «سماء» و مشتقات آن در قرآن كريم سيصد و ده بار آمده که در دو مفهوم بكار رفته است:

الف. آسمان مادي
قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را معنای مادی آن بکار برده است که مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می شود از جمله:
1. آسمان به معناي جهت بالا «اصلها ثابت و فرعها في السماء» «مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه ی آن در زمين ثابت و محكم است و شاخه‎هاي آن به آسمان كشيده شده است».[6]
2. آسمان به معناي جوّ اطراف زمين: «و نزلنا من السماء ماءً مباركاً» « و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم»[7].
3. آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان: «بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برج‎ها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت».[8]

ب. آسمان به معناي معنوي:
قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را به معنای معنوی آن بکار برده است که از آن نیز مصادیق و معانی متعددی اراده می شود از جمله:
1. آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است: «اوست كه امر عالم را از آسمان بسوی زمين تدبير مي‎كند».[9]
2. آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي:[10] «روزي‎تان و آن چه به شما وعده داده مي‎شود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد».[11]
نکته ی چهارم. مقصود از سبع (هفت) چيست؟
كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار مي‎رود.
الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار مي‎رود.
ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار مي‎رود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است.
نکته ی پنجم. مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»
مفسرين دربارة واژه ی «هفت آسمان» چندين احتمال داده‎اند.
الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.
1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره که هر یک مثل آسمان كره خاكي زمين می باشند.[12] احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.
2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودي طبيعت (هفت زمين).[13]
ب. هفت، به معناي كثرت باشد که در اين صورت احتمالات زير متصور است:
1. آسمان‎هاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد. و زمين‎هاي زيادي (كره‎هاي خاكي مشابه زمين) خلق كرد. كه همه آن‎ها در فضا شناور و معلق هستند.
2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد و تعداد زيادي از طبقات داخلي زمين يا قطعات زمين و اقليم‎ها را خلق كرد.
3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد.
نتیجه این که با توجه به عدم شناخت و اطلاع کافی ما از معناي هفت آسمان در قرآن و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشان‎ها از نظر علمي وجود دارد؛ نمي‎توان درباره آن نظر قطعي داد و همه ی نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح مي‎شود.[14] امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است و اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي مي‌باشد اگر علوم در مسائل علمي قرآني نظريه‌اي نداد، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست.
براي مطالعه بيش‎تر به كتاب‎هاي ذيل مراجعه نماييد:
1. پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، ج 1، ص 134.
2. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، ص 234.
3. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 1، ص 165.[15]

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
[1] بقره، 29 ـ اسراء، 44 ـ مؤمنون، 86 ـ فصلت.
[2] 12 ـ ملك، 3 ـ نوح، 15
[3] ـ طلاق، 12«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»[3] «خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او پيوسته در ميان آنها فرود مي‎آيد».
[4] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.
[5] . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء
[6] ابراهيم، آية 24.
[7] ق، آية 9
[8] «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً» (فرقان، آية 61)
[9] «يدبّر الامر من السماء الي الارض» (سجده، آية 5)
[10] ر.ك: معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ و ر.ك: پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134.
[11] «و في السماء رزقكم و ما توعدون» (ذاريات، آية 22)
[12] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165؛ مفردات راغب، ماده ارض
[13] . ر.ك:الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.
[14] . ر.ك: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بي‎تا، ج 1، ص 46؛ ر.ك: پژوهش در اعجاز قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، همان، ج 1، ص 126 ـ 142.
[15] نک: سایت پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386;ساعت 18:39;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

.. ایام زیارت مخصوصه ی امام رضا علیه السلام بر شما محب امام رضا پربرکت باد ..


كار مهم در این ماه آگاهی از نعمتهایی است كه خداوند در روز دحوالارض، گسترش زمین، به بشر ارزانی داشته است. زیرا آگاهی از نعمت و كم كیف آن اولین مرتبه شكر است در روایات زیادی آمده است كه در بیست و پنجم ذی‌القعده كعبه نصب گردیده، زمین گسترده شده، آدم پایین آمده، خلیل و عیسی علیهماالسلام متولد شدند و رحمت پخش شده است. از امیرالمؤمنین علیه‌السلام روایت شده است كه فرمودند: اولین رحمتی كه از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذی‌القعده بود. كسی كه این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهی كه در این روز برای ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراكنده نمی‌گردند مگر این كه خواسته آنان داده می‌شود.

 

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین شكلی دارد و ماهیتی. شكل ظاهری آن همانگونه كه در اقبال به آن اشاره شده این است كه خدای متعال در این روز زمین را برای سكونت و زندگی انسانها آفریده و از رحمتی كه در این روز نازل گردید، زمین و نعمتهای آن حتی بدن و روزی ما بوجود آمد. بنابراین تمام نعمتها از هر جنس، نوع و صفت، كه كسی قادر به شمارش آن نیست، در این روز فرود آمده و پخش شده است.

از بزرگترین نعمتهای این روز این است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زیارت نموده و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان می‌پذیرد. و این نهایت لطف، مهربانی و كرم است.

كتاب المراقبات نوشته عالم عامل و عارف كامل مرحوم آیت‌الله حاج میرزا جواد

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386;ساعت 10:25;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

http://www.razavi.tv/ برین مشهد و التماس دعا

امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیامة فى ثلاثة‏ مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و عند المیزان»(3) ؛ كسى كه با دورى راه، مزارم را زیارت كند، روز قیامت در سه جا [براى دستگیرى] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتارى آن موقف‎ها رهایى خواهم بخشید:

1- هنگامى كه نامه‏ها (ى ‏اعمال) به راست و چپ پراكنده شود،

2- کنار پل صراط 

3- کنار میزان (هنگام ‏سنجش اعمال).

حرم امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

« لا یستكمل عبد حقیقه الایمان حتی تكون فیه خصال ثلاث: التفقه فی الدین و حسن التقدیر فی المعیشه، و الصبر علی الرزایا (1) ؛ تا سه خصلت در انسان نباشد، حقیقت ایمان او كمال نباید: ژرف شناختن دین، اندازه داشتن در زندگی و پایداری در مصیبت‎ها.»

از شاخه‎های اصل محدودیت در مصرف، تقدیر در (معیشت) زندگی است. این اصل، در كلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام فراوان آمده است، و به معنای اندازه داشتن در هزینه، و حساب كردن امور زندگی، و برقراری هماهنگی میان نیازها و چگونگی برآورد آنها است؛ یعنی رعایت اصل حیاتی نظم و انضباط اقتصادی است. این اصل از برنامه‎های اساسی اقتصادی و تربیتی در اسلام است. افراد جامعه اسلامی باید دارای تربیتی اقتصادی باشند، و زندگیشان برنامه داشته باشد، و مصرف مواد و كالاها باید در چهارچوب محاسبه و مدیریت انجام گیرد.

اهمیت این بعد از تربیت، در اینست كه نظام اقتصادی حاكم بر حیات فرد و جامعه، اگر با اندازه‎داری و محاسبه باشد، زمینه‎ای سازنده برای رشد مادی و معنوی افراد خواهد بود و سبب می‎شود تا از امكانات و نیروها به موقع و به اندازه بهره‎برداری شود، و از هرز رفتن توان و فكر و سرمایه‎های انسان‎ها جلوگیری به عمل آید. زندگی بی حساب و فاقد محاسبه و اندازه‎داری، تعادل و هماهنگی لازم را ندارد و با وجود صرف نیرو و سرمایه فراوان، بازدهی بسیار اندك خواهد داشت و در نتیجه امكانات و نیروها هرز می‎رود، و استواری و پایداری حیات فرد و جامعه دچار مخاطره می‎گردد.

اصل «تقدیر در معیشت» ، به رعایت حدود لازم و پیروی از حد میانه و دوری از اسراف می‎انجامد. این اصل، با توجه به زبانی كه در حدیث امام رضا علیه السلام و دیگر احادیث به كار رفته، و به صورتی كلی و قانونمند بازگو شده است، همه مراحل تكلیفی را در همه ابعاد زندگی در برمی‎گیرد. دوری از اسراف، تبذیر، و تضییع و فاسد كردن مواد و كالاها را نیز شامل می‎گردد. مراحل نهایی و تكامل یافته مصرف را كه حذف زواید و امور غیر ضروری است، تضمین می‎كند. این اصل هم چنین در قلمروی گسترده برنامه‎ریزی‎های اقتصادی نیز جریان دارد. برنامه‎ریزی اقتصادی و نظام تولید و توزیع باید با تقدیر و محاسبه انجام گیرد. تولید هر كالا باید با اندازه‎گیری و محاسبه باشد تا مقدار توان و كارایی كه از آن كالا منظور بوده با تركیب موادی كه در آن به كار رفته است، هماهنگ باشد.

 

پی‎نوشت:

1ـ تحف العقول، ص 329 .

 منبع:

کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386;ساعت 18:56;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ; 

103.gifاللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم103.gif

103.gif و اهلک اعدائهم اجمعین الی یوم القیامه103.gif

http://sobh.org/Monasebat/swish/Sal86/imam_sadegh.html

 

 
6gl2fxt.gif""
 
 
یا علی ع
 
سر بزنید به وبلاگها

مدینه النبی برو ببین و استفاده کن نظر هم بده

مصباح الهدایه اگه عاشق اهل بیتی کلیک کن و نظر بده

بنت الزهرا وبلاگی که سعی داره همه مناسبتهای ماه را بیان کند کلیک کن

 

برخى وصيتهاى امام براى شيعيان



1. وصيت امام به زيد شحام:
زيد شحام مى‏گويد: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه کسانى که به نظر تو، مطيع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان.
من همه شما را به تقواى الهى و ورع دينى فرا مى‏خوانم، و اينکه براى خدا کوشش کنيد، راستگو باشيد، اداى امانت کنيد و سجده‏هاى طولانى داشته باشيد و براى همسايگان خوبى باشيد که محمد(ص) ، با اين تعاليم و آموزشها آمده است.
امانت و وديعه اشخاصى را که شما را امين شناخته‏اند و چيزى را به شما سپرده‏اند، چه نيکوکار باشند يا بدکار، به ايشان سالم پس دهيد؛ زيرا رسول الله صوات الله عليه دستور دادند که حتى نخ و سوزن هم تحويل شود.
و به خويشاوندان و اقوام خود صله و احسان کنيد و بر جنازه آنان و در تشييع شان شرکت نمائيد و بيمارانشان را عيادت کنيد و حقوق ايشان را ادا نمائيد؛ چون اگر يکى از شما (چنين رفتار کند و) در دين خويش ورع داشته باشد، راست بگويد، اداى امانت کند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى‏شود: اين جعفرى است و من خوشحال ميشوم و از اين وضع دلشاد مى‏گردم و گفته مى‏شود: اينگونه است ادب و تربيت جعفر، اما اگر جز اين باشيد، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى‏شود: اينگونه است تعليم و تربيت جعفر؟
به خدا سوگند، حديث کرد مرا پدرم که مردى در ميان قبيله‏ اى از شيعيان على (ع) شمرده مى‏شود که وارسته ‏ترين، امانت‏دارترين، راستگوترين، و درزمينه قضاوت، عادلترين آنان باشد و وقتى از افراد قبيله راجع به او سؤال شود که او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه کسى همانند اوست؟ راستى که او امين‏ترين و صادق‏ترين ماست.


2. وصيت امام به مؤمن الطاق:
اى پسر نعمان! از مراء و لجبازى دور باشد که عمل تو را تباه مى‏سازد و از جدال و کشمکش بپرهيز که تو را هلاک گرداند و از ستيزه جوئيهاى فراوان بپرهيز که تو را از خدا دور مى‏کند. مردمى در زمان گذشته وجود داشته‏اند که سکوت را تمرين مى‏کردند و شما سخن گفتن و حرف زدن را ياد مى‏گيريد.
جمعى از پيشينيان به قصد عبادت و بندگى، ده سال سکوت مى‏کردند و خود را بدين وسيله مى‏آزمودند که اگر دراين آزمايش سرافراز بيرون مى‏آمدند، خود را اهل تعبد وبندگى مى‏دانستند، والا مى‏گفتند: من کجا و بندگى خدا کجا؟ مى‏گفتند: کسى نجات پيدا مى‏کند که از گناه و لغزش و حرف زشت کاملاً بپرهيزد و سکوت نمايد و در دولت باطل، برآزار و اذيت، شکيبا باشد. اينان برگزيدگان، خالصان و دوستان واقعى خدايند و مؤمنان راستين همينانند. به خدا سوگند، اگر يکى از شما در راه خدا زمينى پر از طلا احسان کند اما به برادر ايمانى خود حسد ورزد، با همين طلاها بدنش داغ خواهد خورد و کيفر خواهد ديد.
اى پسر نعمان! هر کس از او چيزى سؤال شود و با اينکه (اجمالاً) مى‏داند ولى بگويد نمى‏دانم، بدون شک با مسائل علمى منصفانه برخورد کرده است. و مؤمن در جائى که نشسته است، دچار وسوسه حسد مى‏شود؛ ليکن وقتى بلند شد و رفت، حسد و کينه هم از بين مى‏رود.
اى پسر نعمان! اگر مى‏خواهى دوستى برادر دينى تو برايت خالص باشد با او مزاح نکن؛ لجبازى، فخر فروشى و ستيزه نيز منما. دوستت را از همه اسرار و رازهايت آگاه مساز، بلکه به همان اندازه که اگر دشمن تو آگاه گردد، نتواند ضرر و زيانى به تو بزند؛ چون دوست هم ممکن است روزى دشمن شود.
اى پسر نعمان! بلاغت نه با تيز زبانى و تندگوئى است و نه با پر حرفى بلکه فقط به معنى توجه داشتن و دليل محکم آوردن است.


3. وصيت امام به حمران بن اعين:
اى حمران! در زندگى خود، به اشخاص پائين‏تر از خود (در مکنت و دارائى) نظر کن و به مردمى که در توانائى مالى از تو بالاترند نگاه نکن؛ چون در اين صورت است که به قسمت و بهره خود قانع و راضى خواهى بود و بدين وسيله، به بهره بيشترى از سوى پروردگارت دست خواهى يافت.
و بدان که عمل و عبادت اندک ولى دائم و پيوسته که بر مبناى يقين باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زيادى است که براساس يقين نباشد. و بدان که هيچ ورع و تقوائى، برتر از اجتناب از حرامهاى الهى و خوددارى از آزار مؤمنان و غيبت ايشان نيست. و هيچ زندگى اى گواراتر از خوش اخلاقى و هيچ مالى سودمندتر از قناعت به کفاف، و هيچ جهلى مضرتر از عجب و خودپسندى نمى‏باشد.


4. وصيت امام به مفضل بن عمر:
تو را و خودم را به تقواى الهى و اطاعت از فرمان او سفارش مى‏کنم؛ زيرا طاعت، ورع، تواضع براى خدا، آرامش، کوشش، عمل به فرمان الهى، خير خواهى براى رسولان او، تلاش در تحصيل رضاى خداوند، و اجتناب از محرمات الهى همگى از آثار و نتايج تقوى است. بدون ترديد آن کس که تقوى پيشه مى‏سازد، خود را به خواست خدا از آتش برکنار نگاه داشته و به تمام خير دنيا و آخرت دست يافته است. و هر کس ديگران را به رعايت تقوى و داشتن پروا دعوت و توصيه کند، بهترين موعظه و نصيحت را انجام داده است. خداوند در پرتو لطف و مرحمتش ما را از متقيان و پرواپيشگان قرار دهد.


5. وصيت امام به جميل بن دراج:
بهترين شما ،سخاوتمندان شماست و بدترين شما بخيلان و تنگ نظران شماست. و از عمده‏ترين کارهاى شايسته، نيکى و احسان به برادران دينى و کوشش در رفع نيازمنديهاى ايشان است که بدين وسيله دماغ شيطان به خاک ماليده مى‏شود و انسان از شعله آتش محفوظ مى‏ماند و وارد بهشت مى‏شود. اى جميل! اين سخن مرا به ياران و اصحاب نيکوکارت برسان.
جميل پرسيد: فدايت شوم، اصحاب نيکوکار من کيستند؟
امام فرمود: آنان که هم در سختى و هم در رفاه به برادران دينى خود نيکى و احسان مى‏کنند. اى جميل! انجام چنين کارى براى شخص دارا، آسان است.
خداوند عزوجل شخص نادار را در اين زمينه ستوده است آنجا که فرمود: «و يؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من يوق شُحّ نفسه فأولئک هم المفلحون».


6. وصيت امام به معلى بن خنيس:
امام خطاب به معلى موقعى که عازم سفر بود فرمود: اى معلى! تنها از خداوند عزت بخواه که تو را عزيز خواهد کرد.
معلى پرسيد: چگونه‏اى فرزند رسول خدا ؟
امام فرمود: اى معلى! از خدا بترس، همه چيز از تو خواهد ترسيد. اى معلى! با عطا و بخشش، محبت دوستانت رإ؛صظ به سوى خود جلب کن که خدايتعالى عطا و بخشش را عامل محبت و خوددارى و منع را انگيزه عداوت و دشمنى قرار داده است.
پس اينکه از من چيزى بخواهيد و من آن را به شما بدهم نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است که چيزى از من نخواهيد و من هم چيزى به شما ندهم و در نتيجه نسبت به من احساس کينه و عدوات کنيد. و هر چه خداوند عزوجل به دست من به شما مى‏رساند، در حقيقت، سپاس براى اوست. پس در برابر عطا و بخشش من، سپاسگزار خدا باشيد.


7. وصيت امام به سفيان ثورى :
سفيان مى‏گويد: صادق، فرزند صادق يعنى جعفر بن محمد عليهما السلام را ديدار و عرض کردم: اى فرزند رسول الله! مرا توصيه و سفارش بفرمائيد.
امام: اى سفيان! شخص دروغگو مروت و مردانگى، و آدم بيحال دوستى و رفاقت، و انسان حسود راحتى ندارد، و شخص بد اخلاق، به سيادت و آقائى نمى‏رسد.
سفيان: باز بفرمائيد.
امام: اى سفيان! به خدا اطمينان داشته باش تا مؤمن راستين شوى و به قسمت خدا راضى باش تا بى نياز گردى و با همسايه‏ات به خوبى رفتار کن تا مسلمان شمرده شوى و هرگز با شخص فاجر و نابکار هم صحبت و رفيق مباش که او فجور و زشتکارى به تو ياد مى‏دهد و هميشه در مسائل زندگى با کسانى که از خدا خشيت دارند، مشورت کن.
سفيان: باز بفرمائيد.
امام :اى سفيان! هر کس خواهان عزت باشد بدون قوم و خويش، و بى نيازى بخواهد بدون مال و دارائى، و طالب شکوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حکومت، بايد از چهار چوب ذلت و خوارى معصيت بيرون آيد و به دايره عزت طاعت الهى قدم بگذارد .
يک روز سفيان به امام صادق (ع) عرض کرد: از حضورتان نمى‏روم مگر آنکه مرا حديث بفرمائيد.
امام فرمود: من براى تو حديث بازگو مى‏کنم، ولى زيادى حديث تو را سود نمى‏بخشد.
اى سفيان! هرگاه خداوند نعمتى به تو عطا کرد و تو دوست داشتى که آن نعمت براى تو پايدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جاى آور که خداوند عزوجل در قرآن مى‏فرمايد: «لان شکرتم لازيدنّکم» (اگر سپاس گوئيد بر (نعمت) شما مى‏افزائيم). و{ ابراهيم 7}
اگر روزى تو اندک شد و دير به تو رسيد، زياد استغفار کن که در قرآن مى‏فرمايد: استغفروا ربکم انه کان غفاراً يرسل السماء عليکم مدراراً و يمددکم بأموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم أنهاراً . (از خداوند طلب مغفرت کنيد که او{ البقره 171} بسيار عفو کننده است. آسمان را براى شما مى‏باراند و شما را با دارائيها و فرزندان کمک و يارى مى‏کند و براى شما باغها و بهشتها قرار مى‏دهد و رودها و چشمه‏ها جارى مى‏سازد).
اى سفيان! هرگاه از دست سلطان و جبارى محزون و دلگير شدى زياد «لاحول ولا قوة الا بالله» بگو که آن کليد فرج و گشايش و گنجى از گنجهاى بهشتى است .
سفيان پس از شنيدن اين نصايح و وصيتها با حرکات دستش مى‏گفت سه سفارش و چه سفارشهائى !


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386;ساعت 17:58;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 


 

قبل از هرچیز به این نکته اشاره می کنیم که ما قصد تحلیل علمی قرآن را نداریم زیرا هیچ کس قادر به رسیدن به تفسیر علمی کامل از قرآن نیست حتی یک آیه از آن. علم ما بسیار کم تر از فهم این آیه ها است. اما این یک تلاش با وجود محدودیت های علمی شخصی ما است. علی رغم این که علم ما محدود است ولی دیگران که علم بیشتری دارند و تخصص بیشتری دارند می توانند تحقیق کنند تا راز های بیشتری از قرآن را برای دیگران آشکار سازند.
در این مقاله ما به بعضی از آیه های قرآن که در سوره الانبیا است نگاهی می اندازیم. این آیه ها ما را به تفکر در مورد خالق و یکتایی اش از طریق اثبات هایی بسیار عقلی و علمی دعوت می کند. این آیه ها در مورد آغاز و ادامه و پایان جهان صحبت می کنند. دانشمندان تلاش کردند تا به بعضی از سوال ها از جمله اینکه جهان چگونه به این یکتایی و نظم به وجود آمده، چگونه با این نظم به حیات خود ادامه می دهد و پایانش چگونه خواهد بود پاسخ دهند. آن ها مواد ستارگان و سیارات را بررسی کردند و آن ها را یکسان یافتند. آنها نحوه حرکت ستارگان و مسیری که طی می کنند را مشاهده کردند و چگونگی حرکت سیارات اطراف آن ها را بررسی کردند. آن ها اندازه و طول عمر ستارگان را محاسبه کردند و مشاهده کردند که قوانین مخصوصی بر حرکت، مواد و اجرام آن ها حاکم است و از برنامه های خاصی تبعیت می کنند بنابراین نتیجه گرفتند که باید از یک منبع سر منشا گرفته باشند. بنابراین فرض کردند که احتمالا در ابتدا یک ماده فشرده وجود داشته که در یک محیط بسیار محدود و پر فشار قرار گرفته بوده. سپس در یک لحظه انفجاری بزرگ رخ داده که باعث شده این ماده به امواج تبدیل شود. این امواج در یک لحظه درکیهان منتشر شده اند. به خاطر سرمای شدید کیهان، این امواج به سرعت به اتم تبدیل شده اند. سپس این اتم ها به ستارگانی تبدیل شدند که حرکت، تشعشعات و طول عمرشان از یک قانون یکسان پیروی می کند! این ستارگان همچنین به گروه هایی تقسیم بندی شدند که قوانین بین گروه ها نیز یکسان می باشد.
اما عقل انسان حکم می کند که یک انفجار نمی تواند منجر به ایجاد این یکسانی حیرت انگیز شود. بلکه بر عکس انفجار منجر به نابودی و عدم تعادل می گردد و نمی تواند چنین آسمان و زمین زیبا با سیستم هایی که از قوانین دقیقی پیروی می کنند به وجود آورد.( بعد از انفجار انتروپی به شدت افزایش می یابد و مواد باقی مانده روبه بی نظمی می گذارند ولی بعد از انفجار بزرگ نه تنها بی نظمی به وجود نیامده بلکه همان طور که می بینیم نظم و شعور حیرت انگیزی در میان کوچک ترین ذرات گرفته تا بزرگ ترین ستارگان وجود دارد و این چیزی به غیر از تجلی اسما و صفات الهی نیست. مترجم).
هیچ کس حقایق خلقت ستارگان را نمی داند اما خالق این ستارگان از همه آن ها اطلاع دارد. خداوند در آخرین سوره ای که به محمد صلوات الله علیه و آله نازل کرد بسیاری از حقایق علمی را در مورد ستارگان به محمد آشکار کرد. اجازه بدهید ببینیم الله (جل جلاله) چگونه نظر ما را به حقایق علمی از طریق سوالی در مورد شروع دنیا جلب می کند و به هدایت او به جواب سوال دقت می کنیم. حال آیه ۳۰ از سوره الانبیا را می خوانیم:
أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلا یُؤْمِنُونَ (٣٠)

"آنان که ناباور شده اند، آیا ندانند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بوده اند و ما آن ها را از هم جدا کردیم و هر چیز زنده را از آب آفریدیم ؟ پس آیا ایمان نمی آورند"۳۰ انبیا

● توضیح علمی ( یا تلاشی برای توضیح) :
در این آیه ما به سوالی بر می خوریم که از کافرانی پرسیده شده است که دخالت خداوند در شروع خلقتی با این نظم و زیبایی را تکذیب می کنند. سوال این است: آیا این شروع، بعد از اینکه آن ها آن را مشاهده کردند، فقط با شانس انجام شده است؟ توسط دو کلمه رَتْقً وفَتَق ، خداوند تمامی جملات آن ها را که آن اتفاق را توضیح می دهد، خلاصه می کند. کافرانی که تلاش می کنند یکتایی جهان را توضیح دهند می گویند "ماده بسیار فشرده" و "انفجار بزرگ در یک لحظه" و " خنک شدن ناگهانی" و غیره. نظر آن دانشمندان در مورد اینکه دنیا از یک نقطه شروع شده است درست می باشد. قرآن چنین نقطه ای را با کلمه عربی " رَتْقً" که به معای الیاف یا مواد به هم پیچیده و متصل است تشریح می کند. اما اشتباه دانشمندان مادی گرا آن است که فکر می کنند این ماده به تنهایی تبدیل به چنین نظمی شده است.
آنها برای اینکه به نتایج علمی درست برسند باید اقرار کنند که تمامی این اتفاقات توسط قدرت خالق هستی و بر اساس خواسته اش صورت گرفته است. خداوند پراکندگی این مواد را با کلمه "فَفَتَقْنَاهُمَا" توضیح می دهد. این کلمه بدان معنا است که که خداوند این مواد فشرده را (رَتْقً) را به خواست خود به مواد همگن تبدیل کرد که دنیا را با نظم به وجود آورد. به طوری که مواد داخل خورشید با مواد داخل زمین و ماه و دیگر سیارات و دیگر ستارگان یکسان است و تمامی این مواد دارای اتم هایی با اجرا سازنده یکسان مانند هسته با بار مثبت و الکترون با بار منفی هستند. چنین تشابهی از لحظه اولیه خلقت وجود داشته زیرا این خلقت توسط یک خالق بوده و با یک فرمان صورت گرفته است. به نظر من بهترین معنی برای کلمه رَتْقً کلاف به هم پیچیده می باشد تا اینکه بگوییم مواد به هم فشرده. و کلمه "فَفَتَقْنَاهُمَا" که به معنی شکل دهی آسمان ها و زمین با پراکنده کردن مواد در هم پیچیده توسط اراده الهی است بهتر از انفجار بزرگ می باشد. بنابر این محققان مادی گرا باید فرضیه انفجار خود به خودی را کنار گذارند و به حقیقت کلام الهی در قرآن اعتراف کنند. این اقرار باعث می شود تا ایمان آورندگان واقعی به دین حقیقت باشند تا تمامی عقاید غیر منطقی آنها تصحیح گردد.
جمله شریفه "ما همه چیز را از آب زنده گردانیدیم" در انتهای این آیه آمده است. همان طور که خداوند در ابتدای این آیه خلقت جهان را از مواد در هم پیچیده آغاز کرده است همچنین بیان می دارد که خلقت موجودات زنده از آب شروع شد. این جملات خداوند بزرگ است. مسلما بر اساس علم ما اگر آبی وجود نداشت زندگی هم وجود نداشت. این موضوع با نگاهی به گیاهان اطراف ما اثبات می گردد. چون آب در دیگر سیارات وجود ندارد زندگی نیز در آن ها نیست. اگرچه ما معنای " زندگی " و یا فرق بین سلول های مرده و سلول های زنده را نمی دانیم. در هر سلول یا ارگانیسم زنده،‌ می بینیم که آب بیش از ۷۰% وزنش را تشکیل می دهد. بنابراین بدون این آب اثری از زندگی نخواهد بود. اما ما گوهر حیات را در چنین سلول هایی فراموش می کنیم. مسلما سلول اجزا سازنده هر موجود از انسان گرفته تا حیوان و حشره یا گیاه زنده است. اگر عمیق تر به آیه نگاه کنیم می بینیم که بیشتر اسید ها و ترکیبات داخل سلول از هیدروژن و اکسیژن و به صورت زنجیره هایی پیچیده با نظمی فوق العاده هستند. این دو گاز، هیدروژن و اکسیژن، عناصری هستند که آب را تشکیل می دهند و می توانند اجزای سازنده هر اتم بزرگ دیگر که در سلول است باشند. علم و توانایی ما در داشتن توضیح عمیق تر برای این آیه محدود است و تنها با الهام الهی می توان به آن دست یافت. مسلما خوانندگانی که از علم بیشتر و تفکر عمیق تر برخوردار هستند می توانند توضیح بهتر از من داشته باشند. شاید کشفیات آینده به درک بهتری از این آیه منجر شود.
هرکس که به سلول زنده و مولکول های بزرگش و زنجیره های سلولی اش نگاه کند نمی تواند دخالت خالق را تکذیب کند. همین طور که نمی توانیم دخالت خالق را در این جهان بزرگ نادیده بگیریم به همان ترتیب هم نمی توان این نتیجه منطقی را نادیده گرفت که طبیعت چگونه چنین زنجیره های پیچیده را در سلولی که دارای میلیون ها اتم است بدین ترتیب کنار هم چیده است. در عین حال نیز نمی توان فرض کرد که طبیعت گوهر حیات را به چنین زنجیره های پیچیده سلولی داده است تا فقط دارای حرکت، ‌تنفس، قابلیت غذا خوردن و هضم و حتی فکر کردن باشند. خداوند در این آیه می فرمایند که او این سلول ها را از آب آفرید و بعد زندگی را به آن ها داد این ها برای ما راز هایی هستند. آیا کسی به غیر از خداوند می تواند بگوید که او چگونه این کار را انجام داده است؟ یا آیا کسی می تواند بگوید که بدون یک خالق دانا آفریده شده اند؟ همان طور که در بالا اشاره کردیم آب به تنهایی منشا خلقت حیات نیست بلکه حیات را به دوش می کشد. این بدان معنا است که تمامی موجودات زنده به این مایع معجزه انگیز وابسته هستند. راز های این مایع نیز در نزد خداوند است. اگر دانه ای را در خاک قرار دهیم می بینیم که رشدش وابسته به آب است. همچنین رشد و ادامه حیات گیاه به آب وابسته است. کلمات کمی در این آیه راز های گیاه را بیان کرده و به صد ها سوال مرموز پاسخ داده است زیرا از طرف خداوند نازل شده که به راز های خلقت واقف است. من فکر می کنم که اقرار به یکی از راز ها، در را به روی راز های دیگر برای ما می گشاید و این که جهان، خالقی یکتا دارد که قرآن را برای ما نازل کرده است.
با هم آیه های ۳۱ تا ۳۳ را می خوانیم که در ادامه آیه قبلی در سوره انبیا است. می بینیم که این آیه ها با کشفیات علم امروزی بهتر شناخته می شوند. این آیه ها نماینگر حکمت و رحمت خالق است.
"و در زمین کوه ها را قرار دادیم تا جنبش آن را بگیرند و در آن دره ها و راه ها قرار دادیم تا در آن ها راه بروند".۳۱ انبیا
"و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم ولی آن ها از نشانه های او روی گردان هستند.۳۲" انبیا
"اوست که شب و روز و مهر و ماه را آفریده است و هریک در مسیری در حال حرکت هستند".۳۳ انبیا 

ادامه دارد ...

احسان اشرفی

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386;ساعت 15:18;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
إذا عَمِلتَ سيّئةً فَاعمَلْ حَسَنةً تَمْحوها.
هر گاه كار بدى كردى كار خوبى انجام بده آن بدى را پاك مى كند.
(أمالي الطوسىّ : 186 / 312)

**اولین کسی که با امام زمان(عج) بیعت کرده و دست حضرت را می بوسد کیست؟

از روایات چنین استفاده می شود که اولین کسی که با حضرت مهدی(ع) بیعت کرده وبه دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرب الهی است.
مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:« آنگاه که خداوند به حضرت قائم(عج)اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند وبه خداوند سوگندشان دهد، و به حق خویش آنها را بخواند وبه اینکه بین ایشان به روش رسول خدا(ص) رفتارکند وبه کردار آن حضرت عمل کند. آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسمائیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر می دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد، و متجاوز از سیصد وده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند، ودر مکه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.»(1) و نیز وارد شده که: حضرت قائم(ع) پشت به حرم(خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی...آنگاه می فرماید: این دست خداست و از جانب و از جانب خداست وبه امر خدا کشیده شد، و این آیه را تلاوت می کند: «إن الذین یبایعونک إنما یبایعون ا... یدا..فوق أیدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه...» پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسدجبرئیل استو با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جن و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند.»(2)

پی نوشت:

1ـ مهدی موعود،ص1154

 2ـ اسرارالعقاید،ج2،ص100

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386;ساعت 19:11;  توسط  «•´`•.سيــده .بــنــت النـــــبی.•´`•» ;  | 

 

نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که