

رمضان در لغت به معنای رمضاء به معنای شدت حرارت گرفته شده و به معنای سوزانیدن است .

اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهممممممممممم ..![]()
فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه مهمانی خدا .
ماه نزول قرآن مجید
ماه رحمت ؛
ماه بخشش گناهان ؛
ماه بهشتی و ...
بر همه شما عزیزان مبارک !
رمضان ، ماه « قرب » است ، ماه « یافتن » و « رسیدن » است .

بسم الله النور . سلام بر ماه خدا ماه مهمانی . حلول ماه مبارک مبارک
ما رو از دعای خیر محروم نکنید(مخصوصا موقع افطار)





امروز نيمه شعبان است
آيا خودمان را براي ماه خودسازي ماه رمضان اماده كرده ايم ؟
ايا قدر لحظات اون ماه را خواهيم دانست..؟
ايا دلمان به خدا نزديك ميشود ..؟
ايا خدا ما را ميبخشد..؟
ايا ايا و هزاران اياهاي ديگر..
خدا خدا بحق اين غروب نيمه شعبان ياريمان كن..اني باشيم كه خود ميخواهي..
خدايا از من بگير هر انچه تو را از من ميگيرد..
غروب نيمه شعبان همچون غروب روز جمعه است..دلتنگي و دلتنگي تا به كي..
برايم دعا كنيد ..
دعاگويم
بدرود
![]()
![]()
![]()

ام البنين، (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.
ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .
ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع می رفت و نوحه می خواند و می گريست و اين اشعار را زمزمه می كرد:
يا من رأى العباس كر
على جماهير النقد
و وراه من ابناء حيدر
كل ليث ذى لبد
أنبئت أن ابنى أصيب
برأسه مقطوع يد
ويلى على شبلى امال
برأسه ضرب العمد
لو كان سيف فى يد (يدى)
لما دنا منه احد
اى آن كه عباس را ديدى، كه بر گروه بيچارگان حمله می كرد،
و دنبال او از فرزندان حيدر (على عليه السلام) جنگاورانى بودند، كه هر يك يال و كوپالى داشتند، خبردار شدم كه بر سر پسرم آسيب وارد شد، در آن حال كه دستش قطع بود،
واى بر من كه ضربه عمود سرش را خم كرد،
(عباسم) اگر شمشيرت در دستت بود، هرگز كسى به تو نزديک نمى شد.
مروان بن حكم با تمام دشمنى اش نسبت به خاندان بنى هاشم با ديگر مردم، با اين نوحه سرايى ام البنين دور او جمع می شدند و می گريستند.
منبع كتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1
نويسنده: معاونت پژوهش مركز حوزه هاى علميه خواهران
معجزه حضرت أم البنين با کودکی بنام سجاد بخون جالبه حاجتتو از ام البنین س بخواه خیلی مهربونه
سلام

سومین ختم قران به نیت دو بانوی بزرگوار زینب کبری و زهرای مرضیه سلام خداوند برا انها و خاندان پاکشان باد..لطفا یک جز انتخاب کنید..شهادت حضرت زهرا را هم پیشاپیش تسلیت عرض میکنم.
حالا هر کی میخواد با انتخاب یه جزء شرکت کنه، بسم الله...
جزء 1
1-زهرا
جزء2
2-زهرا
جزء3
3-الهام
جزء 4
4-سید
جزء 5
5-سید
جزء 6
6-سید
جزء 7
7-گیلانه
جزء 8
8-ج ...
جزء 9
9-سیده
جزء 11
11-یوسف
جزء12
12-علی مقدس زاده
جزء19
19-سیده خانوم مسافر کربلا
جزء 25
25-شهرزاد خانم![]()
![]()
|
گوش کن..صدایی می آید..: هل من ناصر ینصرنی؟!!
|
بگو یا زهــــــــــــرا
ممنونم از حسن توجه شما محبین اهل بیت
به این طرح
بازم میگم خیلی دعام کنید
یا زهرای مرضیه سلام الله علیه
خوشا به حال کسانی که قائم از اهل بیت مرا درک کنند و اقتدای به آن حضرت می کنند(فرمانبرداری) پیش از قیامش، دوستان او را دوست می دارند و با دشمنانش دشمن اند و از آنها تبری می جویند و ائمۀ معصومین قبل از آن حضرت را دوست می دارند. اینان رفقای من و دوستان من و بهترین امت من در نزد من، بلکه بهترین مخلوقات خداوند برای من هستند.(1)
حذیفه می گوید: دیدم رسول معظم اسلام(ص) پردۀ کعبه را گرفته و گریه می کند. عرض کردم: یا رسول ا...! چه چیز شما را به گریه آورده است؟ خداوند چشمهای شما را نگریاند. فرمودند:
ای حذیفه! دنیا از بین رفته یا مثل اینکه تو در این دنیا نبودی. عرض کردم پدر و مادرم به قربانت باد! آیا علائمی هست که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند: آری مطالبی که می گویم به قلبت بسپار وباچشمت ببین وبا انگشتانت شماره کن:
1- وقتی که امت من نماز را ضایع کنند.
2- از شهوات پیروی کنند.
3- خیانت در میان مردم زیاد شود.
4- امانت و امانتداری کم شود.
5- مشروبات الکلی بنوشند.
6- فضا تاریک شود(ممکن است به خاطر آلودگی فضا به معصیت یا دود ناشی از بنزین و غیره باشد.)
7- به واسطۀ خشکسالی، آب قناتها و چاهها کم شود
8- آسمان و این فضای لا یتناهی غبارآلود شود( ممکن است کنایه از ظلمهای جهانی باشد )
9- امنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود.
10- و مردم همدیگر را سعب و لعن کنند.
11- خانواده ها در دامن فساد سقوط کنند.(مانند بی حجابی، رقاصی، قمار و...)
12- مردم در زندگی گرفتار تجملات و مد پرستی شوند و سرانجام قناعت و میانه روی متروک گردد.
13- افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و سوء ظن و عدم اعتماد بر جامعه سایه افکند.
14- سالهای دنیا پست و خوار شود.
15- درختکاری زیاد شود و محصولها اندک شود.
16- قیمتها بالا رود( نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آوری بالا رود تا جایی که زندگی را تبدیل به جهنم سوزان کند)
17- بادها زیاد شود( طوفانها و تند بادها مرتبا در دنیا زیانهای سنگین جانی و مالی به بار آورد.)
18- پرده از روی باطن مردم برداشته شود( و جنایتکاران و دنیا پرستان و جاه طلبان شناخته شوند، یا بدان آشکار شوند یا علائم ظاهر شوند.)
19- عمل شنیع لواط علنی شود( کما اینکه در انگلستان با گذراندن قانونی از تصویب مجلس لواط بلا مانع شده است.)
20- خلاف پسندیده شود.
21- تجارت و کاسبی دچار سختی و تنگی شود و اشیاء مورد درخواست کم شود.
22- تمام برنامه ها را با کمال گستاخی و خونسردی بر مبنای هوای نفس( دلم می خواهد) پیاده کنند.
23- ناسزا و فحش دادن به پدران و مادران را وسیلۀ سرگرمی و مزاح قرار دهند.
24- آشکارا ربا بخورند و کوچکترین ترسی از خداوند نداشته باشند.
25- بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند.(مراکز خود فروشی و زنا در دنیا با ابعاد گسترده ای بالاترین شاهد ماست.)
26- خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامۀ آن بسیار کم شود.
27- افراد سفیه و نادان زمام امور را به دست گیرند.
28- خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همۀ طبقات زاید شود.
29- امانت را بی اهمیت بدانند و به آن بی اعتنا باشند و افراد امین کم شوند.
30- افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند.
31- نادانها به دلیل نادانی خویش مشهور شوند.
32- مردم خانه های خود را بیارایند و دیوارهای آن را زینت دهند.
33-قصرها و خانه ها بلند ساخته شود(مانند ساختمانهای چندین طبقه ای که آسایش و امنیت را از همسایه ها سلب می کند.)
34- باطل را به لباس حق جلوه دهند.
35- زشتی دروغ از بین برود به حدی که لباس راستی بر آن بپوشانند.
36- اگر کسی در کارش صحت عمل داشته باشد او را ضعیف بدانند.
37- پستی و لئامت و سرزنش یکدیگر را به حساب عقل بگذارند(صاحبش را عاقل بدانند.)
38- گمراه بودن و راه کج رفتن را هدایت بشمارند.
39- بیان را کوری بدانند( اگر به وسیلۀ بیان حقایقی گفته شود که به نظر آنها خوش نیاید.بگویند این شخص کور است و واقعیت دنیا را نمی بیند.)
40- و خموشی را بی خردی بدانند.
41- دانشمند اگر بخواهد از علم خویش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانی بدانند.
42- نشانه ها بسیار شود و علامتها یکی پس از دیگری ظاهر گردد.
43- تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت بگویند( مردم را متهم کنند و بدین دلیل آبروی بندگان خدا را بریزند)
44- آسیای مرگ بر سر جامعه بچرخد(جنگهای خانمان سوز به راه بیندازند و افراد بی گناه را قتل عام کنند، مانند بمباران مناطق مسکونی و نظامی و...)
ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم صلى على محمد وال محمد
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
روي أنه في يوم الأربعاء آخر شهر صفر من كل سنه تنزل 320 ألف بليه
ولدفع نحوسة هذا اليوم تقوم بالأعمال التاليه:
1-الصدقه والإحسان حيث يستحب وضع سبع قطع نقديه تحت رأس كل شخص ليلة الأربعاء.
2-الإستعاذه بالأدعيه وقراءتها وهي:
أ- اللهم اصرف عنا شر هذا اليوم، واعصمنا من شؤمه، واجعله اللهم علينا بركه، واجنبنا عما نخافه من نحوسته وكرباته بفضلك ولطفك يا دافع الشرور، يامالك يوم النشور برحمتك يا أرحم الراحمين.
ب- روي أنه من قرأ هذا الدعاء في آخر شهر صفر لم يمت في تلك السنه وناجى عزرائيل ربه فقال يارب إن فلانا إقتضى أجله وعمره ولم تأمرني بقبض روحه فقال جل جلاله: قلت حقا ولكن أطلت في عمره بسبب هذا الدعاء إلى شهر صفر المقبل وحفظته من جميع الآفات والبليات وهذا الدعاء هو:
(بسم الله الرحمن الرحيم اللهم يا ذا العرش العظيم والعطاء الكريم عليك اعتمادي ياالله ياالله ياالله الصمد الرحمن الرحيم يا فرد يا وتر يا حي يا قيوم، امنع عني كل بلاء وبليه وهامة وامنع عني شر كل ظالم وجبار ياقدوس يارحمن يا رحيم)
ج- ومن قرأ كل واحده من السور القرآنيه التاليه سبع مرات لسعة الرزق اغتنى قبل اكمال السنه إن شاء الله:
( الشرح ، والتين، والنصر ، والتوحيد)
3- يستحب الصلاة ركعتين تقرأ في الأولى بعد الحمد قل اللهم يا مالك الملك إلى قوله بغير حساب(26،27 آل عمران) وفي الثانيه بعد الحمد قل إنما أنا بشر مثلكم إلى آخر الآيه(110 الكهف)
فإذا سلمت فقل (اللهم اصرف عني بليته وشؤمه وارزقني رحمته وبركته وجنبني مما أخاف من نحوستاته وكرباته بفضلك يا دافع الشرور يامالك يوم النشور برحمتك يا أرحم الراحمين)
المصدر/: مرقاة الجنان(ص66-67) للعلامه السيد حسن لوساني...
ودفع الله عنا وعنكم كل سوء يارب العالمين
نسألكم الدعـــــــــــــــــــــاء

پخش مستقيم از حرم آقا اباعبدالله الحسين (ع)
دليل تأكيد قرآن بر پاره اي از اعداد
مانند عدد چهل چيست؟
پاره اي از اعداد، در عالم طبيعت، فرهنگ اقوام و اديان مختلف و نيز متون ديني اسلامي و غيراسلامي از اهميت خاصي برخوردارند به گونه اي كه بعضي عقايد، سنن و آداب بر محور آنها چرخيده و همواره مورد توجه بوده اند. اين اعداد كه عمدتاً راز و فلسفه اهميت آن ها در پرده ابهام است را مي توان اعداد اسرارآميز ناميد كه مفسران، مورخان و اديبان هر يك به ذوق خود تفسيري ازآن ها ارائه داده اند كه به يقين هيچ كدام از اين نظرات رانمي توان علت قطعي كاربرد آن عدد به شمار آورد. ازجمله اين اعداد كه در قرآن ومتون ديني به وفور يافت مي شود اعداد چهل، هفت و هفتاد است كه هر يك پژوهشي جداگانه را مي طلبند و ما اكنون به بررسي كاربرد و اسرار عدد چهل در حوزه قرآن وحديث مي پردازيم.
در قرآن كريم واژه «اربعين» به معناي «چهل» در چهار آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مي شود. در سوره احقاف از كمال رشد انسان وچهل سالگي وي ياد مي كند كه مفسران راز تأكيد بر اين سن را ويژگي خاص اين دوره سني مي دانند واين دوره ازعمل آدمي را دوران كمال عقلاني، پختگي شخصيتي انسان، تمام شدن حجت خداوند بر انسان و قوي شدن صفات اخلاقي در درون وي مي دانند. كه اين ويژه گي ها از روايات متعددي كه از معصومين(ع) رسيده نيز به دست مي آيد به عنوان مثال در حديثي آمده است: كساني كه به چهل سالگي مي رسند وتوبه نمي كنند شيطان دستي به صورت آنها كشيده مي گويد: پدرم فداي رويي كه رستگار نمي شود!!!
در روايتي ديگر مي خوانيم: هنگامي كه بنده به سن 40سالگي مي رسد خداوند به دوفرشته مراقب او مي گويد: از اين پس بر اوسخت بگيريد و همه كارهاي كوچك و بزرگ و زياد وكم او را ثبت كنيد.
روايات فوق و ديگر روايات مشابه همه حكايتگر اهميت خاص چهل سالگي و نقش اين دوره از عمر انسان در تكميل شخصيت وي دارد به گونه اي كه پس از آن امكان تحول دروني او بسيار سخت مي گردد.
در كاربردهاي ديگر عدد چهل در قرآن، ازچهل سال ممنوعيت ورود بني اسرائيل به سرزمين مقدس و چهل سال سرگرداني آنان در بيابان و نيز ميقات چهل شبه حضرت موسي(ع) سخن به ميان آمده است.
به عقيده مفسران چهل سال سرگرداني بني اسرائيل زمان لازمي براي انقطاع نسل نافرماني بني اسرائيل بود كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند. و زمان لازمي بود كه بني اسرائيل از ناداني خود در مخالفت با حضرت موسي(ع) دست بردارند.
راز ميقات چهل شبه موسي(ع) نيز هر چند روشن نيست اما وجود اين روايت از رسول خدا(ص) كه فرمود: «هركس چهل روز اعمال خود را براي خدا خالص گرداند چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.» باعث شده دانشمندان مسلمان به ويژه آنانكه داراي مشرب عرفاني هستند به عدد 40 در زمينه خودسازي با ديده اهميت بنگرند، وبراي اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاي انسان وكامل شدن ملكات اخلاقي و پيمودن درجات معرفت تأثيري ويژه قايل شوند هر چند به قول مرحوم صدرالمتألهين شيرازي فقط پيامبران واولياي الهي از راز تعيين عدد چهل باخبرند.
فرات بن ابراهیم کوفی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان به نقل از پیامبر اکرم فرمودند :یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی ؛روز غدیر بزرگترین عید امت من است .حسن بن راشد می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت تر است .گفتم کدام روز است ؟فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم .عرض کردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ فرمودند: روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... یقین بدانید انبیا علیهم السلام روزی که وصی خود را نصب می کردند امر می کردند که آن روز را جشن بگیرند.
وقتی به سیره ائمه و پیامبر اکرم مراجعه می شود در می یابیم که پیامبر و امیر مؤمنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یک عید برخورد کرده و مسلمانان را به تبریک و تهنیت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند.
امام علی با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند .و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود .لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.
عيد خلافت و ولايت
روى زياد بن محمد قال:
دخلت على ابى عبد الله(ع) فقلت:
للمسلمين عيد غير يوم الجمعة والفطر والاضحى؟
قال: نعم، اليوم الذى نصب فيه رسولالله(ص) اميرالمؤمنين(ع). مصباح المتهجد: .736
زياد بن محمد گويد:
بر امام صادق(ع) وارد شدم و گفتم: آيا مسلمانان عيدى غير از عيد قربان و عيد فطر و جمعه دارند؟ امام(ع) فرمود:
آرى، روزى كه رسول خدا(ص) اميرمؤمنان(ع) را (به خلافت و ولايت) منصوب كرد.
مسموم شدن امام باقر(عليه السلام)
آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن به روشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد 
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهايي که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علی (ع) امام پنجم از ائمه اثنی عشر (ع) و هفتمین معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدینه رخ داد …

| |||
|
سوال: پاسخ:
|
.. ایام زیارت مخصوصه ی امام رضا علیه السلام بر شما محب امام رضا پربرکت باد ..
كار مهم در این ماه آگاهی از نعمتهایی است كه خداوند در روز دحوالارض، گسترش زمین، به بشر ارزانی داشته است. زیرا آگاهی از نعمت و كم كیف آن اولین مرتبه شكر است در روایات زیادی آمده است كه در بیست و پنجم ذیالقعده كعبه نصب گردیده، زمین گسترده شده، آدم پایین آمده، خلیل و عیسی علیهماالسلام متولد شدند و رحمت پخش شده است. از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت شده است كه فرمودند: اولین رحمتی كه از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذیالقعده بود. كسی كه این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهی كه در این روز برای ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراكنده نمیگردند مگر این كه خواسته آنان داده میشود.
نعمت نصب كعبه و گسترش زمین
نعمت نصب كعبه و گسترش زمین شكلی دارد و ماهیتی. شكل ظاهری آن همانگونه كه در اقبال به آن اشاره شده این است كه خدای متعال در این روز زمین را برای سكونت و زندگی انسانها آفریده و از رحمتی كه در این روز نازل گردید، زمین و نعمتهای آن حتی بدن و روزی ما بوجود آمد. بنابراین تمام نعمتها از هر جنس، نوع و صفت، كه كسی قادر به شمارش آن نیست، در این روز فرود آمده و پخش شده است.
از بزرگترین نعمتهای این روز این است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زیارت نموده و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان میپذیرد. و این نهایت لطف، مهربانی و كرم است.
كتاب المراقبات نوشته عالم عامل و عارف كامل مرحوم آیتالله حاج میرزا جواد
امام رضا علیه السلام میفرماید:
«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیامة فى ثلاثة مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و عند المیزان»(3) ؛ كسى كه با دورى راه، مزارم را زیارت كند، روز قیامت در سه جا [براى دستگیرى] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتارى آن موقفها رهایى خواهم بخشید:
1- هنگامى كه نامهها (ى اعمال) به راست و چپ پراكنده شود،
2- کنار پل صراط
3- کنار میزان (هنگام سنجش اعمال).

امام رضا علیه السلام میفرماید:
« لا یستكمل عبد حقیقه الایمان حتی تكون فیه خصال ثلاث: التفقه فی الدین و حسن التقدیر فی المعیشه، و الصبر علی الرزایا (1) ؛ تا سه خصلت در انسان نباشد، حقیقت ایمان او كمال نباید: ژرف شناختن دین، اندازه داشتن در زندگی و پایداری در مصیبتها.»
از شاخههای اصل محدودیت در مصرف، تقدیر در (معیشت) زندگی است. این اصل، در كلمات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام فراوان آمده است، و به معنای اندازه داشتن در هزینه، و حساب كردن امور زندگی، و برقراری هماهنگی میان نیازها و چگونگی برآورد آنها است؛ یعنی رعایت اصل حیاتی نظم و انضباط اقتصادی است. این اصل از برنامههای اساسی اقتصادی و تربیتی در اسلام است. افراد جامعه اسلامی باید دارای تربیتی اقتصادی باشند، و زندگیشان برنامه داشته باشد، و مصرف مواد و كالاها باید در چهارچوب محاسبه و مدیریت انجام گیرد.
اهمیت این بعد از تربیت، در اینست كه نظام اقتصادی حاكم بر حیات فرد و جامعه، اگر با اندازهداری و محاسبه باشد، زمینهای سازنده برای رشد مادی و معنوی افراد خواهد بود و سبب میشود تا از امكانات و نیروها به موقع و به اندازه بهرهبرداری شود، و از هرز رفتن توان و فكر و سرمایههای انسانها جلوگیری به عمل آید. زندگی بی حساب و فاقد محاسبه و اندازهداری، تعادل و هماهنگی لازم را ندارد و با وجود صرف نیرو و سرمایه فراوان، بازدهی بسیار اندك خواهد داشت و در نتیجه امكانات و نیروها هرز میرود، و استواری و پایداری حیات فرد و جامعه دچار مخاطره میگردد.
اصل «تقدیر در معیشت» ، به رعایت حدود لازم و پیروی از حد میانه و دوری از اسراف میانجامد. این اصل، با توجه به زبانی كه در حدیث امام رضا علیه السلام و دیگر احادیث به كار رفته، و به صورتی كلی و قانونمند بازگو شده است، همه مراحل تكلیفی را در همه ابعاد زندگی در برمیگیرد. دوری از اسراف، تبذیر، و تضییع و فاسد كردن مواد و كالاها را نیز شامل میگردد. مراحل نهایی و تكامل یافته مصرف را كه حذف زواید و امور غیر ضروری است، تضمین میكند. این اصل هم چنین در قلمروی گسترده برنامهریزیهای اقتصادی نیز جریان دارد. برنامهریزی اقتصادی و نظام تولید و توزیع باید با تقدیر و محاسبه انجام گیرد. تولید هر كالا باید با اندازهگیری و محاسبه باشد تا مقدار توان و كارایی كه از آن كالا منظور بوده با تركیب موادی كه در آن به كار رفته است، هماهنگ باشد.
پینوشت:
1ـ تحف العقول، ص 329 .
منبع:
کتاب امام رضا علیه السلام؛ زندگی و اقتصاد ؛ محمد حکیمی
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
و اهلک اعدائهم اجمعین الی یوم القیامه
http://sobh.org/Monasebat/swish/Sal86/imam_sadegh.html


سر بزنید به وبلاگها 

مدینه النبی برو ببین و استفاده کن نظر هم بده
مصباح الهدایه اگه عاشق اهل بیتی کلیک کن و نظر بده
بنت الزهرا وبلاگی که سعی داره همه مناسبتهای ماه را بیان کند کلیک کن
|
|
|
برخى وصيتهاى امام براى شيعيان
|
|
قبل از هرچیز به این نکته اشاره می کنیم که ما قصد تحلیل علمی قرآن را نداریم زیرا هیچ کس قادر به رسیدن به تفسیر علمی کامل از قرآن نیست حتی یک آیه از آن. علم ما بسیار کم تر از فهم این آیه ها است. اما این یک تلاش با وجود محدودیت های علمی شخصی ما است. علی رغم این که علم ما محدود است ولی دیگران که علم بیشتری دارند و تخصص بیشتری دارند می توانند تحقیق کنند تا راز های بیشتری از قرآن را برای دیگران آشکار سازند.
"آنان که ناباور شده اند، آیا ندانند که آسمان ها و زمین به هم پیوسته بوده اند و ما آن ها را از هم جدا کردیم و هر چیز زنده را از آب آفریدیم ؟ پس آیا ایمان نمی آورند"۳۰ انبیا ادامه دارد ... احسان اشرفی
|
إذا عَمِلتَ سيّئةً فَاعمَلْ حَسَنةً تَمْحوها.
هر گاه كار بدى كردى كار خوبى انجام بده آن بدى را پاك مى كند.
(أمالي الطوسىّ : 186 / 312)
**اولین کسی که با امام زمان(عج) بیعت کرده و دست حضرت را می بوسد کیست؟
از روایات چنین استفاده می شود که اولین کسی که با حضرت مهدی(ع) بیعت کرده وبه دست مبارک آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرب الهی است.
مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:« آنگاه که خداوند به حضرت قائم(عج)اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند وبه خداوند سوگندشان دهد، و به حق خویش آنها را بخواند وبه اینکه بین ایشان به روش رسول خدا(ص) رفتارکند وبه کردار آن حضرت عمل کند. آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد که نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسمائیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر می دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن، پس دست به دست آن حضرت گذارد، و متجاوز از سیصد وده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند، ودر مکه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.»(1) و نیز وارد شده که: حضرت قائم(ع) پشت به حرم(خانه کعبه) می دهد و دست خود را دراز می کند مثل دست موسی...آنگاه می فرماید: این دست خداست و از جانب و از جانب خداست وبه امر خدا کشیده شد، و این آیه را تلاوت می کند: «إن الذین یبایعونک إنما یبایعون ا... یدا..فوق أیدیهم، فمن نکث فانما ینکث علی نفسه...» پس اول کسی که دست آن حضرت را می بوسدجبرئیل استو با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جن و نقیبان آن حضرت بیعت می کنند.»(2)
پی نوشت:
1ـ مهدی موعود،ص1154
2ـ اسرارالعقاید،ج2،ص100
نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد." سوره رعد آیه ۲۸
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
"۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد." سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.
● مطالعه علمی
با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.
● تاثیر دعا در فعالیت فکری
این تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند، در هنگام عبادت کردن انجام شده است.
این تحقیق با استفاده از دستگاه Single Photon C.T. scan انجام شده است که جریان خون در قسمت پیشینی مغز را با رنگ های مختلف نشان می دهد به طوری که رنگ قرمز نمایانگر بیشترین فعالیت و رنگ های زرد و سبز بیانگر کم ترین فعالیت هستد.
تصویر اول
این تصویر نشان دهنده فعالیت مغز قبل از انجام مراقبه (سمت چپ) و بعد از مراقبه (سمت راست) است. همان طور که می بینیم در هنگام مراقبه و دعا، جریان عبوری خون بیشتر شده است. قسمت قدامی مغز مسئول کنترل کردن احساسات و هیجانات است و همچنین این قسمت مسئول یادگیری و فهمیدن و انجام فعالیت پیچیده می باشد.
کلمات استفاده شده در شکل
ـ Baseline: حالت عادی بدون مراقبه
ـ Meditation: در هنگام مراقبه
تصویر دوم
این تصویر نشان دهنده قسمت استخوان اهیانه ای(Parietal lobe ) است که این قسمت مسئول داشتن احساسی از زمان و فضا است. از این تصاویر این طور نتیجه گیری شد که در هنگام دعا، تفکر و طلبیدن خداوند، احساس خود هوشیاری(توجه به خویشتن) محو می شود و به جای آن حسی از آرامش و اطمینان و آزادی در شخص ایجاد می شود و شخص احساسی از تقرب به خداوند پیدا می کند که با هیچ جمله ای نمی توان آن را توصیف کرد.
● آیه هایی از قرآن
آیه های بسیاری در مورد اهمیت اقامه نماز در قرآن است. قرآن ارتباطی بین صبر و نماز ایجاد کرده است تا مطمئن شویم که نماز گزار احساس تحریک و بی صبری نکند.
خداوند متعال در قرآن فرموده اند:
وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاهِٔ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌٔ إِلا عَلَی الْخَاشِعِینَ (٤٥) بقره
"از صبر و نماز یاری بجویید، به درستی که این کار جز برای فروتنان، برای بقیه مشکل و سخت است". بقره ۴۵
آیه های دیگری در مورد نماز و آرامش وجود دارد:
فَإِذَا قَضَیْتُمُ الصَّلاهَٔ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَی جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاهَٔ إِنَّ الصَّلاهَٔ کَانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَوْقُوتًا (١٠٣) نسا
"پس هرگاه نماز بگزاردید، خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلو خوابیده یاد کنید و چون آرامش یافتید نماز را برپای دارید، که نماز برای ایمان آورندگان واجبی به هنگام است". ۱۰۳ نسا
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (١)الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ (٢) مومنون
"۱.به درستی که مومنان رستگار شدند. ۲. آن ها که در نمازشان فروتن هستند". سوره مومنون
● نتیجه گیری
این آیه های نورانی از قرآن و تحقیقات علمی بیانگر اهمیت دعا در زندگی مومنان است. همچنین اهمیت دعا و تکریم در هنگام نماز خواندن مشخص می شود. بدین ترتیب منطق اسلام در اهمیت قایل شدن برای خطر ترک نماز مشخص می شود.
اگر مطالعات نشان دهنده آرامش ذهنی در هنگام دعا کردن برای غیر مسلمانانی است که در هنگان دعا قرآن نمی خوانند، در هنگام نماز خواندن و خواندن قرآن چه اتفاقی می افتد؟ مسلما تاثیر این کار بیشتر از مراقبه و دعای معمولی است.
این آیه را که تائیدی برای اهمیت ایجاد ارتباط با خدا است به یاد می آوریم که بر پرهیزگاری، فرمانبرداری،خالص سازی قلب و واگذاری امور به خداوند تاکید دارد.
خداوند متعال در قرآن فرموده اند:
حَافِظُوا عَلَی الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاهِٔ الْوُسْطَی وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِینَ (٢٣٨) بقره
"نماز ها را و نماز میانین را پاس دارید و برای خدا به نیایش بایستید". بقره ۲۳۸
این دعا از پیامبر اسلام را نیز به یاد داشته باشیم:
بار الها به من و خاندانم توفیق عبادت خالص عطا کن و خدای من، نمازم را از من قبول کن.

سوالات بسیار زیادی در مورد حروف مقطعه که در ابتدای بعضی از سوره ها آمده است مطرح شده است. چرا خداوند این حروف را در ابتدای بعضی از سوره ها قرار داده است؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که خداوند بعضی از این راز ها را برای ما مکشوف سازد؟ آیا این حروف می تواند در این روزگار که تکنولوژی بر اساس اعداد پایه ریزی شده است، راهگشایی برای ما در فهم رموز آن باشد؟
این چیزی است که ما در این مقاله آن را بررسی می کنیم و خواهیم دید که قرآن کریم ساختاری بسیاردقیق و پیچیده دارد و هیچ کس نمی تواند مانند آن را بیاورد. چیزی که خواهیم دید هارمونی عددی زیبایی بر اساس عدد ۷ و مضارب آن بر پایه یک روش عددی علمی است.
ابتدا باید این حروف را "حروف مخصوص بنامیم" زیرا خداوند آن ها را به صورت مخصوصی در ابتدای سوره ها قرار داده است. تعداد این حروف ۱۴ مورد است که مضربی از ۷ می باشد و حتی تکرار آن ها بر اساس عدد ۷ است.
چیزی که محققان ( رحمت خداوند بر آن ها باد) ابتدا متوجه آن شدند این است که تعداد این حروف ۱۴ تا است و در ۱۴ سوره آمده اند. ( تکراری ها را هم حساب نمی کنیم) پس اولین نکته را به صورت زیر داریم:
تعداد حروف مقطعه ۱۴ تا است.
تعداد دفعات استفاده ۱۴ مورد است.( تکراری ها را هم حساب نمی کنیم)
۱۴ مضربی از ۷ است، معنای این چیست؟
قبل از بررسی اهمیت این عدد، قصد دارم نامی را که بر این حروف نهاده اند اصلاح کنم: حروف مقطعه( حروف جدا از هم). زیرا آن ها به صورت متصل نوشته شده اند نه جدا از همدیگر.
عده ای به این ها حروف تابان می گویند، به نظر شما آیا بقیه حروف تاریک هستند؟ بعد از بررسی های زیاد من آن ها را "حروف مخصوص می نامم" که خداوند آن ها را در ابتدای بعضی سوره ها قرار داده است.
پس در بقیه این مقاله ما این حروف را، حروف مخصوص می نامیم و ابتدای سوره هایی را که این حروف در آن ها هستند را شروع مخصوص می نامیم و سوره هایی را که دارای این حروف هستند را می توان سوره های مخصوص نامید.
● عدد مخصوص
هیچ کس نمی تواند رمزآلود بودن عدد ۷ را انکارکند. اولین عددی است که در قرآن آمده است، بیشترین تکرار را در قرآن بعد از عدد ۱ دارد، عددی که خداوند برای هر اتم در دنیا انتخاب کرده است ( تعداد مدار های اتم ها ۷ است، زمین دارای ۷ لایه است، تعداد روزهای هفته،۷ تا است و ...) .
حتی پیامبر عزیز ما (صلوات خداوند بر او باد) غالبا این عدد را تکرار می کردند. ما کعبه را در هنگام حج ۷ دور می زنیم، سعی صفا و مروه ۷ بار است، تعداد ستون های رمی جمرات ۷ تا است، در هنگام رکوع ۷ جای بدنمان را روی زمین می گذاریم و اگر بخواهیم همه آن ها را پیدا کنیم به هزاران مورد بالغ می شوند.
خداوند تعداد سوره هایی را که با این حروف آغاز می شوند ۱۴ مورد یعنی ۲*۷ قرار داده است، ولی برای چه عدد ۲ ؟ اگر این حروف مخصوص و نحوه قرار گیری آن ها را در این سوره ها بررسی کنیم، باید به یک وابستگی زیبای ریاضی برسیم.
بنابراین من چندین سال پیش شروع به بررسی این حروف کردم و آن ها را از لحاظ تکرار و پراکندگی شان مورد تفقد قرار دادم و یک سیستم دقیق و عجیبی پیدا کردم. سپس کتابی در این زمینه نوشتم به نام رازهای الف لام میم که در آن به بررسی این قضیه پرداختم. عقیده محکمی داشتم در مورد اینکه رابطه ای بین عدد هفت و مضاربش در قرآن وجود دارد.
اولین کاربرد حروف مخصوص الف لام میم در اولین آیه از سوره بقره است. درست بعد از این آیه، تاکیدی از جانب خداوند می آید که شکی در قرآن مجید وجود ندارد و خداوند می فرمایند :
"الم (١)ذَلِکَ الْکِتَابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ (٢)" بقره
الم(۱) به درستی کتابی است که هیچ شکی در آن وجود ندارد و راهنمایی برای پرهیزکاران است.(۲) بقره
اگر به سراغ آخرین سوره ای که دارای این حروف است برویم ( سوره سجده) می بینیم که دوباره خداوند تاکید می کند که شکی در این کتاب وجود ندارد و از طرف خداوند نازل شده است:
"الم (١)تَنْزِیلُ الْکِتَابِ لا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِینَ" (٢) سجده
الم(۱) کتابی است که از طرف پروردگار جهانیان فروفرستاده شده است و هیچ شکی در آن نیست.(۲) سجده
این تاکید را خداوند همواره در قرآن ذکر می کنند.
همیشه از خودم می پرسیدم که چرا خداوند از بین این همه حروف تنها این سه مورد را انتخاب کرده است؟ آیا نمایانگر یکی از اسامی او یا اسامی سوره ها است؟ هیچ کدام از این دو مورد ثابت نشده است و اگر این حروف را حذف کنیم هیچ تغییر ظاهری در معنای قرآن پدید نمی آید و باید این حروف در ارتباط با اسامی خدا یا اسامی سوره ها باشند.
منطقا خداوند نباید این حروف را به صورت اتفاقی در کتابش قرار داده باشد و قطعا این حروف استفاده ای در جهت ثابت کردن یکتا بودن و حق بودن قرآن دارد. در این صورت حتما با تغییر آن ها، کل قرآن به هم می ریزد. حال چگونه می توان این این ساختار را کشف کرد و عدد ۷ را به آن مربوط ساخت؟
برای اینکه به نتایج خوبی برسم، از یک روش علمی استفاده کردم و کار خود را با پاسخ به این سوال شروع کردم: آیا می توان از این حروف در جهت اثبات یکتا بودن قرآ» استفاده کرد؟
● توزیع حیرت انگیز حروف خاص
من دومین آیه از سوره بقره را در زیر آورده ام و زیر هر حرف تعداد حروف الف و لام و میم را قرار داده ام.
ذَلِکَ الْکِتَبُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ
۳ ۰ ۰ ۰ ۲ ۲ ۱
بدین ترتیب عدد ۳۰۰۰۲۲۱ به دست می آید. این عدد مضربی از ۷ می باشد:
۳۰۰۰۲۲۱ = ۷ * ۴۲۸۶۰۳
بنابراین عددی که توزیع این حروف را بیان می کند، مضربی از ۷ است. اما آخرین سوره ای که الف لام میم دارد چه طور؟
آیه دوم سوره سجده را می نویسیم و زیر هر کلمه تعداد تکرار این حروف مخصوص را می نویسیم. همچنین باید توجه کنیم که کلمه الکتاب در عربی بدون الف نوشته شده بود....... این رازی است که بعدا به آن اشاره می کنیم.
تَنْزِیلُ الْکِتَبِ لا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَلَمِینَ
۴ ۰ ۱ ۰ ۰ ۲ ۲ ۱
که عدد ۴۰۱۰۰۲۲۱ به دست می آید و مضربی از ۷ است
۴۰۱۰۰۲۲۱ = ۷ * ۵۷۲۸۶۰۳
می بینیم که این توزیع چه قدر دقیق است. این توزیع دقیق فقط شامل حروف نمی شود بلکه کلمات را نیز در بر می گیرد.
● توزیع حیرت انگیز کلمات
در قسمت قبلی کلماتی را بررسی کردیم که یا این حروف خاص را داشتند یا نداشتند. حال می پرسیم که آیا توزیع این حروف در آیه و در تمامی کلمات، رابطه ای با عد ۷ دارند؟ کلماتی که این حروف را دارند چه طور؟ آیا رابطه مشابهی وجود دارد؟
می گوییم که : اگر حروف الف لام میم بر اساس رابطه ای با عدد هفت توزیع شده اند، کلماتی نیز که آن ها را دارند،به طور مشابهی پراکنده شده اند. دوباره این دو آیه را می نویسیم و عدد ۱ را برای کلماتی که این حروف را داردن و عدد صفر برای کلماتی که آن ها را ندارند که این روشی علمی شناخته شده ای می باشد.
ذَلِکَ الْکِتَبُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِلْمُتَّقِینَ
۱ ۰ ۰ ۰ ۱ ۱ ۱
بدین ترتیب عدد ۱۰۰۰۱۱۱ به دست می آید که به صورت زیر مضربی از عدد هفت است.
۱۰۰۰۱۱۱ = ۷ * ۱۴۲۸۷۳
همین کار رابرای آیه دوم سوره سجده می کنیم:
تَنْزِیلُ الْکِتَبِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِنْ رَبِّ الْعَلَمِینَ
۱ ۰ ۱ ۰ ۰ ۱ ۱ ۱
می بینیم که باز هم مضربی از عدد ۷ است به صورت زیر:
۱۰۱۰۰۱۱۱ = ۷ * ۱۴۴۲۸۷۳
خواننده عزیز این رابطه ها به نظر شما اعجاب بر انگیز نیست؟ فکر می کنید اتفاقی به وجود آمده اند؟ واگر اتفاقی باشد آیا ممکن است که در تمام قرآن بدین صورت باشد؟
● یک رابطه اعجاب برانگیز
این رابطه اعجاب برانگیز به همین جا خاتمه نمی یابد و با کل قرآن سازگار است.
اگر تعداد حروف آیه دوم سوره بقره را بشمریم به عدد ۲۶ می رسیم و آیه دوم سوره سجده ۲۹ حرف دارد. و اگر این دو عدد را در کنار هم قرار دهیم به عدد ۲۹۲۶ می رسیم که مضربی از عدد هفت است.
۲۹۲۶ = ۷ * ۴۱۸
این نشان دهنده رابطه بین حروف و عدد هفت است. علاوه بر این رابطه عجیب دیگری داریم که بین حروف و کلمات دارای سه حرف الف لام میم است.
● رابطه شگفت انگیز بین حروف و کلمات
در آیه دوم سوره بقره تعداد کلماتی که در این آیه دارای این سه حرف مخصوص هستند برابر با ۴ می باشد و تعداد دفعاتی که الف لام میم استفاده شده است برابر با ۸ است یعنی دو برابر. یعنی داریم:
تعداد کلماتی که الف لام میم دارند: ۴
تعداد دفعاتی که الف لام میم که به کار برده شده اند: ۸
اگر این دو عدد را در کنار هم قرار دهیم باز هم مضربی از ۷ است. یعنی:
۸۴ = ۷ * ۱۲ علاوه بر این عدد ۱۲ نیز از حاصلجمع ۸ و ۴ به دست می آید.
در آیه دوم سوره سجده تعداد کلماتی که دارای این سه حرف مخصوص هستند برابر با ۵ است و تعداد دفعات استفاده از این حروف برابر با ۱۰ است. یعنی دو برابر! و همان رابطه قبلی بر قرار است و داریم:
تعداد کلمات دارای این سه حرف: ۵
تعداد دفعات استفاده از این حروف: ۱۰
با در کنار هم قرار دادن این دو عدد، عدد ۱۰۵ حاصل می شود که به صورت زیر مضربی از ۷ است:
۱۰۵= ۷ * ۱۵ علاوه بر این عدد ۱۵ نیز حاصلجمع دو عدد ۵ و ۱۰ است.
حتی اعدادی که در این دو مرحله استفاد شد یعنی ۱۵ و ۱۲ را اگر در کنار هم قرار دهیم یعنی ۱۵۱۲ نیز مضربی از هفت است:
۱۵۱۲= ۷*۲۱۶
عددی که در این جا استفاده شد یعنی ۲۱۶ به طور حیرت انگیزی با عدد سوره هایی که با این سه حرف مخصوص شروع می شوند مرتبط است یعنی:
۲۱۶=۶*۶*۶
برخی از رازهای الف.لام.میم در قرآن
قسمت دوم و پاياني

● یک طراحی بسیار زیبا
به آیه دوم سوره بقره و آیه دوم سوره سجده اگر نگاهی بیاندازیم می بینیم که کلمه الکتاب بدون الف استفاده شده است یعنی به صورت الْکِتَبِ است. حال متوجه می شوید که اگر این کلمه با الف نوشته می شد آن وقت نه تنها این رابطه ، بلکه تمامی قرآن به هم می ریخت. حتی اگر کاتبان قرآن هم اشتباهی به این سادگی می کردند، کل قرآن به هم می خورد.
● تکرار اعجاب برانگیز حروف
اگر حروف و کلمات قرآن را بررسی کنیم به همین نتیجه می رسیم. یعنی نظمی پیچیده و مستتر. اگر تعداد این سه حرف مخصوص را در آیه شریفه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ بشماریم به نتیجه زیر می رسیم.
تعداد حرف میم: ۳
تعداد حروف لام: ۴
تعداد حروف میم: ۳
این سه عدد را اگر در کنار هم قرار دهیم باز هم مضربی از عدد ۷ است آن هم به چه زیبایی:
۳۴۳=۷*۷*۷
آخرین عدد، ۱ است و شماره این آیه نیز ۱ است و آیه اول نیز می باشد. آیا این روابط اثباتی در یگانه بودن کتاب خداوند نیست؟
هنوز این سوال برایم مطرح بود که چرا این سه حرف در ابتدای ۶ سوره آمده است؟ و علت انتخاب سوره هایی خاص که با این حروف انتخاب شده اند چیست؟
اجازه دهید تمامی سوره هایی که با این حروف آغاز می شوند را بنویسیم. چیدمانی حیرت انگیز از سوره هایی که با سه حرف الف لام میم شروع می شوند:
همانطور که گفتیم در قرآن ۶ سوره هستند که با این حروف آغاز می شوند. حال آیا ساختاری بر اساس عدد ۷ وجود دارد؟
خداوند والا و بلند مرتبه سیستمی برای سوره هایی که با این حروف آغاز می شوند قرار داده است. حال این ما هستیم که باید به دنبال آن برویم. چرا برخی از این سوره ها طولانی و برخی کوتاه هستند؟ چرا چهار تای این سوره ها در مکه ( سوره های عنکبوت، روم، لقمان و سجده) و ۲ تا در مدینه ( سوره های بقره و آل عمران) نازل شده اند؟
ما این سوالات را با دلایلی ریاضی و علمی ثابت می کنیم.
▪ حقیقت اول
چرا سه حرف الف لام میم در ابتدای سوره آمده اند و شماره آیه آن ها ۱ است؟ علت این کار به عدد هفت برمی گردد.
اگر عدد ۱ را شش بار( به تعداد سوره ها) در کنار هم قرار دهیم به عدد ۱۱۱۱۱۱ می رسیم که مضربی از ۷ است:
۱۱۱۱۱۱=۱۵۸۷۳*۷
▪ حقیقت دوم
سوره هایی که دارای این سه حرف الف لام میم هستند توسط خداوند علیم به گونه ای زیبا در بین ۲۹ سوره ای که دارای حروف مخصوص هستند چیده شده است به طوری که وقتی این اعداد را در کنار هم قرار دهیم باز هم مضربی از عدد ۷ می شود.
سوره بقره: ۱
سوره آل عمران:۲
سوره عنکبوت: ۱۵
سوره روم: ۱۶
سوره لقمان: ۱۷
سوره سجده: ۱۸
اگر اعداد را در کنار هم قرار دهیم عدد ۱۸۱۷۱۶۱۵۲۱ به دست می آید به گونه زیبایی مضربی از ۷ است:
۵۲۹۷۸۴۷*۷*۷*۷=۲۱ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸
حتی عدد آخر که ۵۲۹۷۸۴۷ می باشد ترکیبی از عدد هفت به صورت زیر است:
۶*۷ = ۴۲ = ۷+۴+۸+۷+۹+۲+۵
خواننده عزیز فراموش نکنید که عدد ۶ آخری بی جهت نیست. بلکه اگر به یاد داشته باشید تعداد سوره هایی که با حروف الف لام میم شروع می شود ۶ است.
▪ حقیقت سوم
دو سوره ای که بر پیامبر اکرم در مدینه نازل شد، سوره های بقره و آل عمران موقعیت های ۱ و ۲ را به ترتیب دارند. ۲ در کنار عدد یک می شود ۲۱ که مضربی از عدد ۷ است:
۲۱=۷*۳
در مورد سوره های دیگر که با این حروف آغاز می شوند چه طور؟ سوره های دیگر که در مکه نازل شده اند به ترتیب ۱۵، ۱۶،۱۷ و ۱۸ هستند که این عدد نیز مضربی از عدد ۷ است:
۲۵۹۵۹۴۵*۷=۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸
هر دو نوع این سوره ها با عدد هفت در ارتباط هستند. علاوه بر این اگر به قرآن نگاه بیاندازیم، دو نوع از سوره ها را می بینیم که با حروف مخصوص الف لام میم آغاز شده اند. دو تا از آن ها که بقره و آل عمران هستند پشت سر هم هستند و ۴ تا از آن ها نیز پشت سر هم هستند که سوره های عنکبوت، روم،لقمان و سجده هستند. اگر دو عدد ۴ و ۲ را نیز در کنار هم قرار دهیم نیز مضربی از عدد ۷ هستند.
گروه اول: ۴
گروه دوم: ۲
۶*۷=۴۲
باز هم می بینید که عدد ۶ بی جهت این جا نیامده است و تعداد سوره هایی که با حروف الف لام میم آغاز شده اند شش است.
▪ حقیقت چهارم
حال محاسباتمان را با تعداد آیه های سوره ها ادامه می دهیم و می نویسیم:
بقره:۲۸۶
آل عمران: ۲۰۰
عنکبوت:۶۹
روم:۶۰
لقمان :۳۴
سجده: ۳۰
اگر این اعدا را به ترتیب زیر بچینیم باز هم مضربی از عدد هفت است:
۴۳۳۵۱۵۲۷۴۲۸۹۸*۷=۲۸۶ ۲۰۰ ۶۹ ۶۰ ۳۴ ۳۰
اگر اعداد این آیه ها را با هم جمع بزنیم باز هم مضربی از عدد هفت است:
۹۷*۷=۶۷۹=۲۸۶+۲۰۰+۶۹+۶۰+۳۴+۳۰
حال اگر تک تک اعداد را با هم جمع بزنیم باز هم مضربی از عدد ۷ است:
۷*۷=۴۹=۶+۸+۲+۰+۰+۲+۹+۶+۰+۶+۴+۳+۰+۳
خواننده عزیز توجه کنید که عملیات ریاضی ما به مضربی از دو عدد ۷ پشت سر هم خاتمه یافت. آیا بشر قادر به ایجاد چنین نظمی است؟
● بیشتر چه؟
بعد از بیش از ۲۰ عملیات ریاضی باز هم چیز های زیادی برای یافتن وجود دارد.
من می خواهم از کسانی که یکتایی قرآن را زیر سوال می برند بپرسم که: آیا حضرت محمد(ص) متخصص ریاضی و اعداد بوده است؟ آیا وسیله ای برای محاسبه این عملیات در اختیار داشته است؟ یا اینکه خداوند این نظم را قرار داده است؟
اگر فقط و فقط یک حرف در قرآن کم می شد، سوره ای جابجا می شد، آیه ای جابجا می شد، این نظم به کلی از بین می رفت. آیا این یافته ها اثباتی محکم برای آسمانی بودن این کتاب در دوره ماتریالیسم ما نیست؟
▪ علت انتخاب این حروف برای شروع سوره ها چیست؟
ممکن است بگوییم که شاید این کار خودش نوعی معجزه باشد. معجزه این حروف اثباتی برای یکتایی قرآن است و هیچ کس نمی تواند چنین کتابی بنویسد. همچنین ثابت می کند که این کتاب از طرف خداوند نازل شده است. کسی نمی تواند کتابی بنویسد که ترتیب حروف آن را تحت کنترل داشته باشد و همه آن با یک عدد در ارتباط باشند. یک علت دیگر برای استفاده از این حروف آن است که عدم تحریف قرآن ثابت شود.
▪ چرا بعضی از حروف تکرار شده اند و برخی دیگر نه؟
بعضی از حروف تکرار شده اند و برخی دیگر ظاهرا دارای معجزه نیستند،( منظور نویسنده آن است که برخی از حروف را خداوند عمدا این گونه در ابتدای برخی سوره ها قرار داده اند تا ما به دنبال علت این کار برویم و در نتیجه آن به معجزه بودن قرآن اطمینان کنیم و در مرحله بعد به دنبال دیگر معجزات حروف و اعداد برویم. مترجم) همان طور که در حروف الف لام میم دیدیم.
خداوند خواستار این بوده اند که این حروف عاملی برای به اسلام گرویدن برخی از غیر مسلمانان باشد که در عین حال خردمند و روشنفکر هستند. علاوه بر این، معجزه این حروف می تواند دلگرمی خوبی برای مسلمانان و باعث غرور و افتخار آن ها باشد که چنین کتاب و دینی دارند.
▪ آیا فقط همین بود؟
این تنها یکی از بی شمار معجزات قرآن است. من اعتقاد دارم که خداوند تمامی حروف کتابش را به همین ترتیب چیده است. نایافته های بسیاری در مورد حروف مخصوص باقی مانده است.
برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر شما خواننده عزیز می توانید کتاب " The Secrets of Alif Lam Mim’s Miracle" را مطالعه کنید. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد عدد ۷ در قرآن، مطالعه کتاب" The Encyclopaedia of Numeric Miracle" توصیه می شود.
نوشته: Abd Adaem Alkaheel
ادامه دارد ...
..الیوم عید الله الکبیر ..![]()
عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!
چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .
ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .
ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.
عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,عید کنترل خواسته ها ,عید محرومان وگرسنگان.
فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!
فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به قصدقربت است .
پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است .
درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.
سخنان معصومان عليهم السلام (با چه كسى رفاقت كنيم)
رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:
«المرء على دين خليله و قرينه» .
انسان بر كيش دوست و همدمش خواهد بود.
امام على عليه السلام:
«يا بنى اياك و مصادقه الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك واياك و مصادقه البخيل فانه يقعد عنك احوج ما تكون اليه و اياكو مصادقه الفاجر فانه يبيعك بالتافه واياك و مصادقه الكذابفانه كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب» .
پسرم! از دوستى نادان بپرهيز، چه او خواهد كه تو را سودرساند لكن دچار زيانت گرداند و از دوستى بخيل بپرهيز، چه اوآنچه را سختبدان نيازمندى از تو دريغ دارد، و از دوستى تبهكاربپرهيز كه به اندك بهايتبفروشد و از دوستى دروغگو بپرهيز كهاو سراب را ماند: دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دورنماياند.
امام على عليه السلام:
«لاتصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لاتعلم» .
با مردم شرير و فاسد رفاقت نكن كه طبيعت تو به طور ناآگاهبدى را از آنها مىدزدد و تو بىخبرى.
امام على عليه السلام:
«اياك و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق» .
از رفاقتبا بدكاران بپرهيز كه بدى به بدى پيوندد.
امام على عليه السلام:
«و اياك و مواطن التهمه والمجلس المظنون به السوء فان قرينالسوء يغر جليسه».
از مراكز بدنام و مجالسى كه مورد سوء ظن استبپرهيز، زيرارفيق بد همنشين خود را فريب مىدهد. [و او را به كارهاى ناشايستوامىدارد.]
امام على عليه السلام:
«قارن اهل الخير تكن منهم، و باين اهل الشر تبن عنهم» .
با نيكان بنشين تا از آنان به حساب آيى و از بدان بپرهيز تادر شمار ايشان درنيايى.
امام على عليه السلام:
«صحبه الاشرار تكسب الشر كالريح اذا مرت بالمنتن حملت نتنا»همنشينى با بدان سبب بدبختى است، بسان بادى كه با عبور ازفضاى مزبله، حامل بويى بد مىشود.
امام حسن مجتبى عليهالسلام:
«و اذا نازعتك الى صحبه الرجال حاجه فاصحب من اذا صحبتهزانك و اذا خدمته صانك و اذا اردت منه معونه اعانك و ان قلتصدق قولك و ان صلتشد صولك» .
اگر حاجتى تو را به مصاحبت مردان وادار سازد با كسى همنشينىكن كه چون با او مصاحبت كنى تو را زينت دهد و اگر او را خدمتكنى نگهدارت باشد و چنانچه از او كمك خواهى ياريت دهد و اگرسخنگويى تصديقت كند و هرگاه درگير شوى پشتيبانتشود.
امام زين العابدين عليه السلام:
«و اياك و مصاحبه الفاسق فانه بايعك باكله و اقل من ذلك» .
از رفاقتبا فاسق بپرهيز كه او تو را به لقمهاى و بلكه كمتراز لقمهاى مىفروشد.
امام صادق عليه السلام:
«خصلتان من كانتا فيه و الا فاعزب ثم اعزب. قيل: و ما هما؟
قال: الصلاه فى مواقيتها والمحافظه عليها، والمواساه» .
دو صفت نيك اگر در كسى بود(شايسته دوستى و رفاقت است)وگرنهاز او دورى كن سپس دور شو. عرض شد آن دو صفت كدام است؟ فرمود:
نماز گزاردن در وقت و مراقبتبر آن و هميارى.
امام جواد عليه السلام:
«اياك و مصاحبه الشرير فانه كالسيف المسلول يحسن منظره ويقبح اثره» .
از رفاقتبا آدم شرور بپرهيز كه مانند شمشير خوش منظر وبداثر است
|
|
|
الف) راهكارهاي اجتماعي
|
|
قسمت اول
اشاره: ادامه دارد ...
|
هنگام شنيدن نام قائم (عج) برميخيزيم؟
هنگامى كه «دعبل خزاعى» اشعار خود را در محضر امام هشتم عليه السلام خواند، چون از بقية اللَّه و قيام شكوهمند آن حضرت ياد كرد، امام رضا عليه السلام از جاى برخاست و دست مباركش را بر سر نهاد و در برابر نام حضرت ولى عصر(عج) تواضع نمود و براى فرجش دعا كرد.(1) از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه چرا به هنگام شنيدن نام «قائم» لازم است برخيزيم؟ فرمود:
براى آن حضرت غيبت طولانى است و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت اوست. و لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى كه به دوستانش دارد، به هر كسى كه حضرتش را با اين لقب ياد كند، نگاه محبتآميز مىكند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى كه مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل در امر فرج مولايش را از خداوند منان مسئلت بنمايد.(2)
------------ --------- --
پينوشتها:
1. التسترى، قاموس الرجال، ح 4، ص 290.
2. منتخب الاثر، ص 506.
بقية الله يعني چه؟

عده اي بر اين باورند که مراد از « بقية اللَّه » در آيه شريفه « بقية اللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين» حضرت مهدى (عج) است. ممکن است اين سوال مطرح شود که مگرامام زمان (عج) در زمان رسولاللَّه(صلىاللَّهعليهوآله) وجود داشتند و شناختى از آن حضرت بوده كه چنين آيهاى نازل شده است.
بايد گفت اولا اين آيه از فرمايشات حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است. ثانيا آن چه درباره نسبت آيه با امام مهدى (عج) وجود دارد و باعث شهرت آن در محافل و منابر نسبت به آن حضرت شده است، بحث انطباق مفهومى آيه و تطبيق يكى از مصاديق آيه بر فردى است كه با تفسير آيه سازگار است.
زيرا «بقيه» به معناى باقى مانده است و مراد از آن سودى است كه به فروشنده مىرسد، يعنى آن چه بعد از پايان معامله برايش باقى مىماند و آن را در در راه حوائج خود خرج مىكند. و مراد آيه اين است كه سودى كه از طرف خدا براى شما باقى مانده و خدا از طريق فطرت خودتان شما را بدان راهنمايى كرده، اگر مؤمن باشيد، براى شما بهتر از مالى است كه از راه كمفروشى و كم كردن پيمانه و ترازو تصاحب مىكنيد.
تفسير نمونه، با عبارت گوياترى «بقيةاللَّه» را چنين معنا كرده است:
هر موجود نافعى از طرف خداوند كه براى بشر باقى مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مىشود.
[1] از اين رو، امام زمان(عليهالسلام) كه وجود شريفشان مايه بيشترين خير و بركت براى جامعه بشرى است، يكى از بهترين مصاديق اين آيه مباركه است. به قول يكى از قرآنپژوهان معاصر، از آن جا كه آيههاى قرآن داراى مفاهيم جامع هستند و در عصرهاى بعد مىتوانند بر مصداقهاى كلىتر و وسيعتر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (عج) كه روشنترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مىكند.
براى كاملتر شدن پاسخ، خوب است به نظر يكى از دانشمندان اهل سنت نيز توجه نماييد. شبلنجى دانشمند شافعى، روايتى را نقل كردهاند كه «هنگامى كه (مهدى) قيام كند، بر كعبه تكيه زند و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند. پس اولين چيزى كه مىگويد، اين آيه است: «بقيةاللَّه خير لكم ان كنتم مؤمنين». سپس مىفرمايد: منم «بقيةاللَّه» و خليفه او و حجت خدا بر شما. پس از آن، كسى بر آن حضرت سلام نمىكند، مگر اين كه مىگويد: «السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه»؛ سلام بر تو اى باقى گذارده خدا در زمينش.[2]
بنابراين، گر چه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليهالسلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اكمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج) است.
------------ --------- --------- ----
پى نوشت:
[1]. تفسير نمونه، ج 9، ص 204.
[2]. ملامحسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 2، ص 468.
منبع:
ماهنامه ياس، شماره2، با تصرف
|
براي شنيدن دعاي روز نهم ماه مبارک رمضان اينجا را کليک کنيد الّلهم اجعَل لی فيه نصيباً مِن رَحمَتِکَ الواسِعَة گوشه اي از آداب افطار و سحري
|
التماس دعا در این ایام مبارک رمضااااان
ختم صلوات رمضانیه در این وبلاگ http://kanezahlebit.blogfa.com/
|
رمضان آمد و روان بگذشت بود ماهی به یک زمان بگذشت شب قدری به عارفان بنمود این معانی از آن بیان بگذشت ...رمضانا تو بهترین ماهی چون که ماه ضیافت اللهی خوش عمل هر که بود در رمضان ترک منکر نمود در رمضان .... حوادث رمضان پيش از ظهور
بخش صوت:
بخش فیلم:
برگرفته از سایت یاسین مهدی.. نامه هاي الکترونيکي ماه مبارک رمضان
| ||||||||||||||||

احساس انتظار، مثل احساس تشنگي است:
احساس تشنگي، آدم را، به آب ميرساند، و احساس انتظار، انسانف صاحب نظرف آگاهف دين باورف حقيقت جوي را، به حجت بالغة الهي!...
انسانف اسلام، بزرگترين اصل اجتماعي و پاكترين نهاد سياسي دين را، اعتقاد و التزام به رهبري ?معصوم? ميداند.
رهبر جامعة انسان، هيچ كس نميتواند بود، مگر ?پيامبر? يا ?امام? كه به طور مستقيم از سوي خدا و يا به امر حق و به دست پيامبر، تعيين شده باشد.
حقيقت دين، جز اين نيست و بلوغ انسانيت، جز از اين راه، مقدور نميتواند شد. 2
شيعه، نيز ـ با التزام و پايداري بر اين اصل خدايي ـ در هيچ لحظهاي از تاريخ، هيچ ?ظالم? و ?روند ظالمانهاي? را تأييد و تصديق نكرده، و بر سر اين كار، ?جان? خويش را ـ در هموارة همه جا ـ بلا گردان ?ايمان? خويش ساخته است!...
در آن حديث مشهور، هم، كه سخن از قيام حجت بالغه، به ميان ميآيد، تمامتف ضربتف تاكيد، بر سر ?ستم ستيزي? است:
يملاالله به الارض قسطاً و عدلاً، كما ملئت ظلماً و جوراً.
خداوند، اين زمين را ـ به دست او ـ از عدل و داد، سرشار ميسازد، همانطور كه از ظلم و جور سرريز شده باشد!...
تو گويي كه آنچه ديو آتشخوارة ?ظلم?، بر سر آدميان خاك ميآورد، با هيچ داغ و زخم ديگري، برابري نتواند كرد، اصلاً، همة دردهاي بشر كجا، و اين آتش جانسوز خانمان بر باد ده، كجا؟! 3 ...
و دواي اين همه درد: ?عدالت?!
از نگاه ?شيعه?، عدالت، اصل دين است:
نخستين پيشواي او، در محراب، به گناه عدالت، به قتل ميرسد!!
و آخرين پيشوايش، براي اين كه به دادف عدالت برسد قيام ميكند؛
و آخرين حلقه، از مجموعة حلقات مبارزاتف حق و باطل را ـ كه از آغاز جهان، بر پاي بوده است ـ به سامان ميبرد.
همة حرفف ?انتظار?، همين است:
سفري دور و دراز، براي رسيدن.
با چشمان ?آينده?، تكليف ?حال? را، روشن كردن.
در آستانة سقوط و ابتذال،، دست انسان را گرفتن، و او را، تا درگاه نگاه خدا، بالا كشيدن و بر تحقّق آرمان والاي همة انبيا و اوليا و مردان رزم آور راه حق، نظر داشتن!.
و در آخرين رزم ـ پيروزمندانه ـ حيثّيت عادلانة خاك را از نگاه بلند ?بقيةالله? به نظاره برخاستن... و اين، حرفف كمي نيست!.
***
انتظار، از جنس فرداست،
و احساس انتظار، فردايي شدن
عشيرة انتظار، اهاليف فردايند!...
آن كه ?نظر? ندارد، مثلف كسي است كه تشنه نيست.
احساسف انتظار، مثل احساس تشنگي است.
آن كه احساس تشنگي ندارد، آب ـ هر چند فراوان، زلال و گوارا، هم كه باشد ـ به چه دردش ميخورد؟!
بي خيالي، اين پا و آن پا كردن، و مرد ?فردا? نبودن، ?ضد انتظار? است!
انسانف انتظار، آمادة فرداست.
احساسانتظار،ازهمصحبتيهايفردا،سرشارشدن است.
از انديشة ترديد، بيرون آمدن، و در دل يقين، در آمدن.
نشاط انتظار، آدمي را از نااميدي و سستي، باز ميگيرد.
با اين نگاههاي كوچك و پيش پا افتاده، آدم در ?روز مرگي?ها، غرق ميشود.
براي خوب ديدن، و خدايي نگريستن، بايد به چشمان انتظار، مسلح شد!
آنكه?نظر?ندارد،به احساس انتظار، نيز ـ نميتواند رسيد.
?انتظار? سفر دور و درازي است.
سفر انتظار، چشم آدم را، باز ميكند، سفر انتظار، انسان را، ?صاحب نظر? ميسازد...
***
حرف از يك نقطة زماني و مكاني نيست.
سخن از يك جغرافياي جهاني عقيدتي است:
تكان تازهاي در خاك و خلقت خاك!
تنه و بدنة خلقت، ?عدالت? است... و در اين ميانه، ?ستم?، غباري بيش نيست، كه به راحتي ميشود آن را شست و پيكرة اصلي، پاكيزه و زيباي آفرينش را در برابر نگاه انتظار زندگي، به ديدار نهاد!...
اين شست و شو، اصلاً، مشكل نيست:
?آب? كه دارد ميرود،
?رود? كه دارد ميگذرد،
فطرت پاك عادلانة ?خاك? كه دارد تكان تازهاي ميخورد،
همه به ياري ما، خواهند شتافت!
تنها،كافي است تكاني بخوريم. در جنبش شكوهمند ميلاد انتظار، به ?احساس? برسيم و صاحب نظرانه، عمل كنيم...
انتظار، يك رفع تكليف نيست. بلكه، فهم تكليف است، اداي تكليف است:
آنان كه منتظر عدالت فراگير و همگاني اند، خويشتن، بايد همواره در سوي تحقق آن ؛ انديشه كنند، بنويسند و بكوشند، و سهم سنجيده و دقيق خود را ـ از اندازة وظيفهاي كه بر گردن دارند ادا كنند...
از بينظران، چه انتظاري؟!... نبضف عدل، كه خاك را، به تكاني موّاج و تند و تازه فرا ميخواند، بي نظرانه نميتواند بر گوشدلبنشيند. بي نظري، بي تفاوتي و بي خيالي، از احساسف انتظار، به دور است. خويشاوندان خميازه و خواب را بگوييد كه با بيراهههاي خويش، مزاحم راهف ?مردان انتظار? نشوند!
***
احساس انتظار، در اين فرهنگ، مأذنة بلند هستي است كه از بالاي بلند آن اذانف عدلف جهاني، سرداده ميشود.
اين انتظار، پاسخي است به تمامي هستي و همة فرشتگان، در برابر همان سؤال گلايهآميز، كه: ?چرا بر كرة خاك،پايكساني بايد باز شود كه فساد كنند و خون بريزند؟!?
اين ?انتظار? و پايانة معطّر و مطهّر خاك، پاسخ آنان و همة افكاري هم هست، كه از ?گفردف خويش فرا نرفته و تمامت استعداد و توان انتظار را نمينگرند...?
احساس انتظار، احساس طوفاني، شورانگيز و با نشاط است، و انتظاري ندارد، مگر پيروزي!
............ ......... ......... ......... ......... .........
پينوشتها :
* قطعه ادبي برگزيده دومين جشنوارة برترينهاي فرهنگ مهدويت؛ ويژة مطبوعات، به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي.
1 . سورة انبياء (21)، آية 105.
2 . و در عصر ?غيبت?، با مرجعيت و فقاهت است كه جاي ?ولايت?، پر ميشود.
3 . در نگاهي ژرف و فراگير، ?ظلم?، تمامت آفات و شوربختيهاي آدمي را، در بر ميگيرد. ظلم، هر آن كنشي است كه اشيا و آدمي را، از شأن و مكانتف حقيقياش، بركنار ميدارد. جهل و نفهميدن، ظلم است. بي ايماني و شرك، ظلم است: ?يابنيّ لا تشرك بالله. إن الشرك لظلم عظيم?؛ فرزندم، بر خداي ?شرك? مياور؛ چرا كه شرك، ?ظلم? بزرگي است! (سوره لقمان (31)، آيه 13)
| |||
| |||
ادامه مطلب...
هنگامى كه زينب سلام الله عليها متولد شد، مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها او را نزد پدرش اميرالمؤ منين عليه السلام آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد! حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .
در اين ايام حضرت رسول اكرم صلوات الله عليه در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على عليه السلام به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد ما انتخاب كنيد.
رسول خدا فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .
در اين هنگام جبرئيل فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر ابلاغ كرده و گفت :
نام اين نوزاد را «زينب» بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او برگزيده است .
بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.
بانویی سخن ور
وقتی زینب (سلام الله علیها) را بعد از ماجرای کربلا به همراه سایر اسیران به مجلس ابن زیاد بردند، ایشان به صورت ناشناس در میان سایر زنان نشست. پسر زیاد متوجه ایشان شد و پرسید: "این زن ناشناس کیست؟"
کسی پاسخ او را نداد و برای بار دوم و سوم سوال کرد. در این وقت یکی از خدمتکاران پاسخ داد: "این زینب دختر فاطمه (سلام الله علیها)، دختر رسول خداست."
پسر زیاد که سرمست جنایات و پیروزی خود بود همینکه آن بانوی معظمه را شناخت در صدد برآمد تا پیروزی خود را به رخ دختر بزرگوار علی (علیه السلام) بکشد و در ضمن یک استفاده تبلیغاتی هم از این مجلس و مکالمه با زینب (سلام الله علیها) به نفع حکومت خونخوار و رسوای یزید بنماید. اما گمان نمیکرد طرف مکالمه و سخنش شیر زن تاریخ و بانوی بزرگی است که در برابر او با منطق محکم و نیرومند خود سبب رسوایی یزید و همه ستمگران و فاسقان روزگار خواهد گردید. پسر زیاد با کمال بیشرمی دهان باز کرد و گفت:"سپاس خدای را که شما را رسوا کرده و گفتههای شما نادرست از کار در آمد."
شاید بیچاره خیال میکرد هر کس در راه مبارزه با باطل کشته شد و به شهادت رسید رسوا شده و دروغش نمودار گشته و شاید هم اینقدر میفهمیده ولی برای انحراف افکار و وارونه جلوه دادن حقایق اینگونه سخن گفته چون این سخنان را به خدا نسبت داده. اما زینب (سلام الله علیها) برای خنثی کردن نقشه های عوام فریبانه بلافاصله پاسخ داد:"ستایش خدای را سزاست که ما را بوسیله پیغمبرش گرامی داشته و از پلیدی پاکمان گردانید. آن کسی که رسوا گردد بی شک و تردید فاسق است و آنکس که دروغ میگوید فاجر و تبهکار است و چنین کسی ما نیستیم و دیگران هستند. و الحمد لله."
پسر زیاد که انتظار نداشت و یا باور نمیکرد با چنین زن دانشمند و با شهامتی روبرو شود جهت سخن را تغییر داده و گفت:"رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟"
بانوی قهرمان با بیانی که از کمال ایمان و تسلیم او در پیشگاه با عظمت حق تعالی حکایت داشت و با لحنی افتخارآمیز و تکان دهنده و کوبنده در جواب فرمود: "من جز نیکی ندیدم.... آنان نیز (با کمال افتخار) به آرامگاه خود شتافتند ولی بدان که خداوند میان تو و ایشان داوری خواهد کرد و تو را مورد بازخواست قرار خواهد داد. پس نگران باش که در آن روز پیروزمند چه کسی خواهد بود (تو یا آنها)؟ ای پسر مرجانه مادر به سوگت بنشیند."
باری همین چند جمله کوتاه به اندازه ای کوبنده و دندان شکن بود که اهل تاریخ مینویسند پسر زیاد را چنان خشمگین ساخت که در صدد قتل زینب (سلام الله علیها) برآمد اما یکی از سرکردگان لشکرش که در آنجا حاضر بود او را آرام ساخت و از این کار جلو گیری کرد.
« برگرفته از کتاب "زندگانی حضرت زهرا و زینب کبری (علیهما سلام)"،
تاليف سید هاشم رسولی محلاتی »
هشتم رجب المرجب، ولادت باسعادت کوچک ترین یاور کربلایی و بزرگ ترین باب الحوائج الی الله، شش ماهه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام)،حضرت علی اصغر (ع) فرخنده باد
* تا صبح محشر،علی اصغر(ع) .. گـویـم مـکــرر،علی اصغر(ع) *
** ترسم ای روی تو، ماه منیرم ** ** کـربـلاء را نـبـیـنـم و بـمـیـرم **
* در دل نـوشـتم، علی اصغر(ع) .. تـوئی بهـشـتم، علی اصغر(ع) *
یا علی اصغر ما را دریاب
پیشاپیش ولادت امام علی حیدر کرار علیه السلام
را به همه پدرانی که الگوشون ان امام همام میباشد
تبریک عرض میکنم
۱۳رجب نزدیکه ذکر یا علی را تا میتونید بگویید
مفروض عالناس حبک یا علی..علاک رب العرش علاک..غصبن علی اعداک
یا کرار کرار حبک صار مثل الدار یجمعنا
اعرفناک من ننخاک تسمعنا
اسمک کل موالی صاح یا کرار
یا علی یا سیدی و مولای و جدی اهدینی و ادرکنی
و یا رب حبک للابد یکون فی قلوبنا یا حیدر
ختم سوم قران در ماه رجب المرجب..
۱-علی ناظمی
۲-دوستش
۳-سید احسان
۴-سیده رقیه
۵-میترا
۶-سارای
۷-ادریس
۸-مریم
۹-علی
۱۰-سارا قاسمی
۱۱-سیده مریم
۱۲-طیبه جون
۱۳-زهرا
۱۴-لیلا شیدا
۱۵-مرتضی رامسر
۱۶-اشک اسمان سیده بهار شکوفه
۱۷-امید الف
۱۸-امید الف
۱۹-امید الف
۲۰-ناصر مردانی
۲۱-نیره تحقیقی سقا
۲۲-صبح امید
۲۳-مهدی ر
۲۴-مهدی ر
۲۵-نوشین ط
۲۶-بهاره ق
۲۷-لیلا ظفری
۲۸-سخن آشنا
۲۹-منتظران ظهور
۳۰-نامهربان
این ختم با همراهی اعضای کلوب انجام میشه و تعدادی از وبلاگ نویسان
خدا را شاکرم که ختم سومی به پایان رسید
امیدوارم امام علی این ختم ها را از همه ما قبول کنن
و حاجت همه محبینش را براورده کنند
اللهم العن الجبت و الطاغوت
الهی امین
برای سلامتی مهدی صاحب الزمان عج صلوات
بر روح عمو سید مهربانم صلوات بر محمد و ال محمد
اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

به این حدیث دقت کنید:
امام کاظم (عليه السلام) فرمودند:
عند قبر حَضَرَهُ ـ : إنَّ شيئاً هذا آخِرُهُ لَحَقِيقٌ أن يُزهَدَ في أوَّلِهِ، وإنَّ شيئاً هذا أوَّلُهُ لَحَقِيقٌ أن يُخافَ آخِرُهُ.
بر سر گورى حاضر شد و فرمود: ـ چيزى كه آخرش اين است، سزاوار است كه از همان آغاز به آن دل بسته نشود و چيزى كه آغازش اين است، به جاست كه از فرجام آن ترسيده شود.
(البحار : 78 / 320 / 9 و 77 / 22 / 6)
رواياتي در باب انتظار فرج

- رسول اكرم صلى الله عليه و آله ميفرمايد:
«طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته»
؛ "ينابيع المودة، ج 3، ص 101"
خوشا به حال صبر كنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش.
- اميرالمؤمنين عليه السلام ميفرمايد:
«انتظروا الفرج ولاتيأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الى الله عزوجل انتظار الفرج ... والمنتظر للفرج كالمتشحط بدمه فى سبيل الله» ؛
"بحارالانوار، ج 52، ص 123"
انتظار فرج بكشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد، زيرا محبوبترين اعمال نزد خداى عزوجل، انتظار فرج است. و همانا منتظران فرج مانند شهيدانى هستند كه در راه خدا، در خون خود مىغلتند.
- امام حسين عليه السلام ميفرمايد:
«... اما ان الصابر فى غيبته على الاذى والتكذيب، بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله»؛
"اعلام الورى، ص 384"
... به تحقيق كه صبركنندگان در غيبتش بر اذيتها و تكذيبها، مانند مجاهدان با شمشير در سپاه پيامبر (صلى الله عليه و آله) هستند.
ادامه مطلب...

![]() |
فاطمه ![]()
راضیه ![]()
مرضیه
حوراء ![]()
اسئلکم الدعااااااا ایها الاحباء
محدثه ![]()
مبارکه ![]()
صدیقه ![]()
زکیه ![]()
طاهره ![]()
سالروز ولادت با سعادت یگانه دخت نبی مکرم اسلام (ص)
حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها روز زن مبارک باد.
السلام عليک يا انسية الحوراء
ولادت چشمه کوثر، دخت پيامبر (ص) کفو اميرالمؤمنين (ع) مادر ولايت،
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) به مسلمانان جهان مبارک باد
بسم الله الرحمن الرحیم
همانا ما کوثر را به تو اعطا کردیم پس برای پرودگارت نماز بخوان وقربانی کن .
سوره مبارکه کوثر آیه 2-1
سخنانی گوهربار در مورد مادر:
بهشت زیر قدمهای مادران است . پیامبر اکرم «ص»
حق مادرت بر تو این است که بدانی او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کس حمل نمی کند و از میوه دلش آن به تو داد که هیچ کس به دیگری نمی دهد . امام سجاد «ع»
خداوند به سپاسگزاری از خود پدر و مادر فرمان داده است از پدر و مادرش سپاس گزاری نکند ، خداوند را سپاس نگفته است . امام رضا «ع»
ما به انسان سفارش کردیم که به پدر ومادرش نیکی کند ، مادرش او را با رنج حمل کرد وبا رنج بر زمین نهاد . سوره مبارکه احقاف ، آیه 15

* تازه هاى بخش فارسى پايگاه الشيعه:
اهل بيت (ع) / امامزادگان = 16 امامزاده
اهل بيت (ع) / اصحاب = 77 نفر
اهل بيت (ع) / روات = 7 راوى
اهل بيت (ع) / شعراء = 1 شاعر
تشيع / علماء راحل = 72 عالم
تشيع / مشاهير = 15 مشاهير
خاورشناسان / رويدادها = 5 رويداد
كتابسرا / مقالات = 29 مقاله
كتابسرا / قرآن، حديث = 2 کتاب
پايگاه هاى شيعى / فرهنگى، هنرى و ... = 39 پايگاه
نگارخانه / آثار هنرمندان = 65 اثر هنرى



























